BrowseNavā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī → page 109

Page 109

Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī · pages 1–251


Page image — the source of record

Scanned page 109 of Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī

Machine transcription

«٩٤» موقوف داشته از کندره لقمان خان پس آمده مشرف سلام میرصاحب میررستم خان گردیده گفت که الحال مقدمه جنگ و جدال از طرف سهگه روی داده رفتن ما طرف الدوگانه چگونه شود میرموصوف هنوز درفکر جواب بود که از روی عقل سنجیده جواب داند که پیادگان قضا و قدر سید مذکور را برمه استادن یکدم نداد و نه جواب شنیده بمیرموصوف خدا حافظ گفته با اتفاق سید محمد تقی شاه برادر خود وعمله فعله روانه سهگه گردید. و باین خاکسار که نوازنده قانون این داستان است بسیار به تکلیف نبردن همراه رکاب خود نموده لیکن بجواب صاف پرداخته بخدمتش عرض کردم که مثلاً هر جامه را باندازه اندامی دوخته اند وخاتم هرهنری درانگشتی داده اند هر قلم را به تحریر هرخطی سر کرده اند کارباز ازبط نباید لحن طوطی از زغن کارمن قلم زنی ست الحال مقدمه شمشیر زنی سر کشیده برای ما فقرات نویس دانائی همین سر بری قلم هم کمالی است به خون ریزی ناحق مسلمین این معنی درچه ملت رواست اگر مقدمه جهاد باشد هم مضایقه ندارد اگر درین جنگ بی سود کسی کشته شود چه سود بجزسرمایه خسرالدنیا والاخره چه حاصل خواهد شد غرض خاکسار باین مسایل ووسایل از خدمت سیدممدوح رخصت گرفته روانه شکارپور بمکان مالوفه خود شدیم باوجودیکه سیدمحمد تقی شاه برادرش یاوبسیار ازین حرکت ناصواب ممانعت نموده لیکن بمقتضای اذاجاء القضا عمى البصر سخنان برادر خودرا هرگز بگوش نیاورده روانه جانب لوهری گردیده هرگاه درعرصه راه آمدند و دیدند که جنازه عالم خان مری من آوردند آنرا شگون نامیمون دانسته خارخار این معنی در دل آنها راه یافته و يك طاقه شال برنعش مری مذکور انداخته وسوسه کنان داخل لوهری شدند و بلافرصت به تعجیل تمام عبوردریای نموده وارد سهگه گردیدند و بلوچان جلادت نشان لشکر امیران که متهمه جنگ بیگانه گاهی ندیده بودند شمشیرزنی خانگی خود که برسگه گرگین وگربه ومرغ وبر و بزغاله چرگیت مابین خود جنگ می نمودند خود را سرخوش باده بهادری وپهلوانی دانسته ازسرنای زبان نغمه لاف وطبل گزاف می نواختند که اينك لشکر شاه را که اکثر پیاده وقدری سواره فلاکت زده می باشند به يك چال پهلوانه وتركت از بهادرانه مات ساخته برا بررخ نهاد شکارپور می شویم وشاه را باوزراء وامرا اسیر ودستگیر نموده می آوریم وملک شکارپور را غارت نموده قبل های رزو زیورات بازنموده وطاهر جان پری رخام شکارپور که برهم زن خان ومان عشاق می باشند چون شهباز د ر پنجه اقتدار خـــود صیـــد نـــموده خواهیـــم آورد وشکارپور را همچنین صاف خواهیم نمود که دوباره هوس هیچ احدی وفردی از غینیم نخواهد شد از آنجا که هر که لافید نبالید وحالا که خود ازشاهین قضا وقدر غافل و بیخبر که چگونه طائرجان لشکر امیران وسرکردگانش شکار پنجه شاهین مبارزین اولیای دولت می گردد وازسیلی هزیمت رخ خودرا مجروح ساخته غرق دریای می شوند . « در بیان جنگ نمودن لشکر امیران خیر پور با عالیجاه سمندر خان امير كبير شاه و عزیمت یافتن لشکر مذکور وغرق دریای شدن » شجاع قلم جلادت رقم که همیشه پهلوان میدان سخن وریست در معرکه آرائی این مدعای چنین حملات دلیرانه بیان می نماید که در سنه یکهزار و دوصد وچهل وهشت هجری هرگاه عالیجاه سمندرخان بموجب امر جلیل القدر اولیای دولت معه جمعیت سه هزار لشکرسوار و پیاده وهفت عرابه توپ ازشکارپور بعزم رزم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Navā-yi maʻārik nuskhah-i khaṭṭī-i Mūza-ʼi Kābul mushtamil bar wāqiʻāt-i ʻaṣr-i Sadūzāʼī va Bārakzāʼī, page 109. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1183/109 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1183/109
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record