Machine transcription
( ٤٣ )
از و دور تا لشکر کینه خواه زتوپ کلان بديك آماجگاه
بفرمو د تا در زمان درزدند بیکبار بر قلب لشکر زدند
چنان توپ و شاهین پریدن گرفت که کوه و بیابان دریدن گرفت
زهرسو پران گوله هاچون تگرك شده موج زن سیل طوفان مرگ
بدل گفت جبار نا اسینگ مهر که نایم درین جنگ با او بسر
زد شمن بر آور د می ر ستخیز اگر آمدی جنگ شمشیر تیز
چگونه بر آ رم زد شمن دمار که از دور باما کنند کارزار
اگر بی محا باشوم با سپاه شود هر کسی کشته در نیم راه
وگر پس روم عار مردانگی است اگر ایستم هم زدیوانه گی است
درین وسوسه بو د کز پیش و پس فتادند از غازیان چند کس
بناچار پس پس کشیده قدم بمانند رنجورده شیر دژم
بحال عموخان اکبر چودید (۱) بیا ریش با جمله اشکر رسید
بدشمن گزائی چو نقد از دها ستادند بر کین فشر دند پا
دو اشکر به شاهین و توپ وتفنگ بسی با هم از دور کردند جنگ
زجوش غضب توپ چون لب گشاد زبان تیغ را بر گشادن نداد
زا بر سیاه دخان برزمین فتاد آنچنان زا له آتشین
که از هم فروریخت چون بارو برگ زنخل سواران سر ودرع وترك
با حجار و اشجار شد شاخ شاخ زمین سربسر گشت چون سنگلاخ
ز آسیب شد هر سری بی سپر منکر آنکه بود از حیاتش سیر
ازان زلز له مثل دیوار ها فتادند از پای کهسارها
دلیران بمعیف از هنر های جنگ سمندار زجولانگری پای لنگ
یکی تن نجنبید از جای خویش نیاورد کس يك قدم پای پیش
بفرس ار کسی جنبشی تیز کرد زگوله روانی فتادی بگرد
دران دشت پر کین وجنگ و فساد همه روز از اول بامداد
بدینسان بشاهین وتوپ وتفنگ نمودند تا باز ده روز جنگ
(۱) خ . با حوال عم خوداکبر چودید .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
