Machine transcription
( ٤٠ )
به پیشاور از بیم بغی و عناد فرستاد تا بر نخیزد فساد
به بخشید تشریف سلطانیش بیا موخت رسم جها نبا نیش
که پیوسته در کار هشیار باش زپیکار دشمن خبر دار باش
بکتی تن در ان کشور فتنه خیز نه بی جوشن است ونه بی تیغ تیز
ازان کشورم سخت در دل غمی است که آنجا بهر کوچه رستمی است
بتر سم که روزی بر آرند سر به بندند بر کینه جوئی کمر
خروشند مانند غران پلنگ بخایند آهن بدرند سنگ
چنان صنعتی کن به نیرنگ و فن (۱) که باشند بدخواه هم مرد و زن
نما ند میان دو تن اتفاق مگر فتنه و جنگ و کین ونفاق
زدشمن بد شمن شوی رستگار ز پیشینیان این سخن یاد دار
هراسان زباران عیار باش در احکام کشتی خبردار باش
مبادا که از کس خوری پای پیچ در آبی بگر دن بر ائی بهیچ
من این گفتمت ليك هنگام کار ترا عقل و هوش خود آید بکار
چو گفت این سخن سرورملك گیر بشکرانه برخاست فرمان پذیر
خمید وزمین بوسه زد ایستاد زبان ثنا دست بسته کشاد
دعا گفت پس پس برآمد ز پیش گرفته ره شغل مأمور خویش
روان گشت با لشکر بیشمار بهامون و دریا چوسیل بهار
بصد شان و شوکت به منزل رسید سر بار که بر ثریا کشید
نشسته سر کرسیء آبنوس کله کج نهاده چو قنطال روس
سپاه و غلامان زرین کمر ستاده بگردش کمر در کمر
نشانده بدر حاجبان شدید سیه روی و بدخوی وزشت و پلید
که نگذاشتندی صبا و شمال بجز لطمه و سیلی و گوشمال (۲)
پریدی اگر پشه با مگس دوصد لیزه برخاستی پیش و پس
( ١ ) د ، چنان صنعتی سازو نیرنگ زن ٠
( ٢ ) خ ، که بی لطمه وسیلی و گوشمال ندارد اجازت صبا و شمال
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
