Machine transcription
( ۱۷۳ )
لشت و نشستند نام آوران بگردش چو پر گر دمه ختران
حقیقت زنو تا کهن گفته شد مسلسل سخن در سخن گفته شد
سرا نجام کارش محمدزمان بگفتهای فرح بخش روح و روان
درین رزم در دست من آنچه بود نمودم دگر نیز خواهم نمود
ببا زوی تدبیر و شمشیر جنگ شکستم طلسمات اهل فرنگ
زسر مایه آباد کردم سپاه فگندم زپا دشمن کینه خواه
ولی تا مخالف نگردد هلاك نخواهد شد این کشور از فتنه پاك
هنوز است دروازه جنگ باز هنوز است این قصه دور ودراز
دلیر افگندند بسیار کس ولیکن ندارد سالار کس
مرا قوت شیر گیری نماند تواناگی از ضعف پیری نماند
کجا آید از پیر کار جوان که مشکل بود کارتیر از کمان
سزد بر سر کار سر لشکری جوانیکه مانند شیر نری
بود در صف رزم خونریز تر زشمشیر او هوش او تیزتر
کسی جز تو در خیل مردان مرد ندینم که بتواند این کار کرد
کنون کار برتست هشیار باش زنیرنگ دشمن خبردار باش
همه شهر و لشکر بفرمان تست بکن هر چه خواهی که ملك آن تست
چنان مردی کن که در روز گار زتو ماند افسانه یادگار
زها زه زجات وزینت کند پدر بشنود آفرینت کند
چو خان بزرگ این جواهر بسفت چوگل خان اکبر بخندید و گفت
که ای نامور سر و را نجمن چنین کارها چون نشاید زمن (۱)
گرفتار در دست دشمن پدر غریب او فتاده بملك دگر
من از پس بشور آورم دشمنش که تا سازد آزرده جان و تنش
رسانم بخویشان و اهل و عیال زآشوب زنبو و خانه وبال
(۱) در نسخه بطریق صحیح چنین آمده : که این کار ها چون بیاید ز من ،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
