Machine transcription
( ۱۷۲ )
ز شمشیر ما زینهاری شد است
گرفتار سجن حصار خود است
ز قحطش چنان استخوان سوخته
شب و روز کاری بجز جنگ نیست
بزرگان این سر زمین یکدل اند
زمردان و گردان دشمن فگن
فراهم شده نامور لشکری
که از عهده کار سر لشکری
ز جمله بزرگان روشن نهاد
کنون شیر مردان اهل دیار
بزودی بیا جای تا خیر نیست
چنان گرم کن بارگی در شتاب
بکابل رسی تا بیکدم زدن
چو نامه بخواند اکبر چیره دست
بسرعت چو باد صبا شد روان
چو اندر حد کابلستان رسید
همه پیشوایان فرمان روا
بهر کوی و برزن که گشته روان
چنان خاست شور دعا برزمین (۲)
چو پیش محمد زمان خان رسید
سرش از سر ملک داری شد است
بفکر خر خویش و بار خود است
که خرخورده بر سگ نظر دو خته
ز خون یکدمی تیغ بیرنگ نیست
بتدبیر این ورطهها یل اند
هم از غازیان مخالف شکن
و لیکن ندارند سر لشکری
برآید بمردی و زور آوری
درین فال قرعه بنامت فتاد
ترا جمله هستند در انتظار
ازین به ترا هیچ تدبیر نیست
که اینجا رسد پای چپ در رکاب (۱)
نه دم بلکه تا چشم برهم زدن
کمر بست و بر بارگی بر نشست
بسلطان جان جهان پهلوان
تو گفتی بهاری به بستان رسید
شدندش بفرسنگها پیشوا
زمرد و زن و طفل و پیر و جوان
که پرسید عیسی «ع» چه غوغاست این
چو جان فنگ اندر کنارش کشید
(۱) تصحیح خ : که از سرعت تنبر آن خوش رکاب
(۲) در نسخه د بعوض دعا کلمۀ و غا آمده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
