Machine transcription
( ١٣٣ )
بجاه وبلشکر غرور آمدت بمن صلح از کاردور آمدت
به بیکار من لشکر آراستی سرم خواستی بر سرم خاستی
بگو باعث آخر این کینه چیست زمن اینقدر کینه در سینه چیست
(۱) گر از ملک آن ملک داری بدست ور از تخت بر تخت داری نشست
کنون بر چه این فتنه انگیزی است چرا اینقدر جنگ و خونریزی است
دلم گشته سیر از جهانداری است که این سر بسر محنت و خواری است
بخواهم زملک جهان گوشهٔ بقدر معیشت در ان توشهٔ
ولیکن نه در شهر کابل زمین دگر خواه لندن بود خواه چین
در ایدون که می گویمت آن کنی بر ان خواسته عهدوپیمان کنی
یکی آنکه از دل شوی یار من (۲) بخوشی نکوشی در آزار من
نداری دل از غصه در تاب وتفت زرنج گذشته برفت آنچه رفت
دوم بشنوی گفته مفتری سخن گر چه میگویدت باوری
سوم واد هی مال یغمای من در اقلیم دیگر دهی جای من
منت نیز میثاق و پیمان کنم که فرمان بری از دل و جان کنم
بگردن کشم طوق فرمان تو نهم سر بر خط فرمان تو
وگر بندی از راه خشم وستیز در عفو خواهی وراه گریز
ز سر رفته سربازیء سر کنم همان کرده پیش دیگر کنم
من از جان خود شسته ام دست پاک کجا ترسم از کس که کرد د هلاک
چو گفت این سخن قاصد تیزهوش سوی پاسخن پهن بکشاد گوش
بگفت ای سخن سنج فرخنده خوی جواب سوالش ز من باز گوی
که ای راست کردار شیرین زبان نبینم خم و پیچت اندر میان
ولی شکوهٔ صلح از روی راست ز من نیز داری نه تنها تر است
توکی آمدی بر سر آشتی کجا نامهٔ صلح بنگاشتی
( ۱ ) غالباً در مصرع اول ملک اول بکسر میم و در مصرع دوم تخت اول بخت خواهد بود.
( ٢ ) تصحیح ح : مکوشی بباطن در آزار من ،
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
