Machine transcription
( ١٢٦ )
فتادند بالای هم آن همه چودر تنگنا روز باران رمه
چنان قابض الروح در اضطراب که بیکس کلالی بوقت سحاب
برفتند اسپیان سر یال هم چوسرها که گشتند پامال هم
کجا دید شطرنجی درز من که اسپی کشد بیذق خویشتن
جز این عرصه کا ز حد گذشتند بیش پیاده لگد کوب اسپان خویش
کسی از شیر مردان بزخم درشت هزارا رنگویم کم ازصد نگشت
زدند اینچنین تیغ تا شاه شرق بخون شفق غرق شد تا بمفر ق
قضا از همه سر بیفند اختی شب از با شفاعت سپردا ختی
شب از قتل شان دست بر داشتند اجل هر که بگذاشت بگذاشتند
چو فتح خدا دادشان داد دست نشستند و شستند شمشیر و دست
بیا ساقیا دم غنیمت شما ر شنو پخته پندی از ین پخته کار
که یکدم پتیله بسر پوش پوش پس آنگاه کن چای چون نوش نوش
فتنه انداختن لاطعه جنگی در میان مردم کوهی با امیر
دوست محمد خان ورو گردان شدن آنها از امیر
شکر خندۀ الفت کوهیان بود زهر خند هژ بر ژیان
همه دل خراشی است آئین شان بود مهر شان بدترا ز کین شان
وفا نیست در مردم کوهسار از ین آهوان چشم الفت مدار
چو وحشت پذیرند ز انسان رمند که جز پای بنداجل نا ر مند
گر از راست گفتن نرنجد حمید زده باش هاجز کجی کی ندید
چنین گفت راوی که چون دا کتر مقر کرد با کاتلی در سفر
همه کوهیان سخت در هم شدند ترش روی چون اهل ماتم شدند
نمو دند پنهان یکی انجمن بگفتند با هم سخن در سخن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
