Machine transcription
( ۱۲۰ )
چنان خون فرود آمد از کوهسار که سیلاب طوفان ز ابر بهار
از ان خون روان سنگ چون آسیا بهر سر که میزد شدی توتیا
چو اهل فرنگی ز بخت در شت ندیدند پشتی نمودند پشت
ز اندیشه جنگ و جولان شدند هزیمت بخوردند و اولان شدند
شدند از نبرد آز مالی ستوه خزیدند در زیر دا مان کوه
فلك كرد تحت الثری جای شان وزان کندها کنده بر پای شان
کسا نیکه رستند زان ترکتاز نشستند بر جای خود رفته باز
به آن کثرت فوج وشان و شکوه نکردند زان پس دگر یاد کوه
همین کوهیان که چنین که چنان چود یوان ز دندی شدندی نهان
نمودند شان از شبیخون ستوه که از جانب دشت گاهی ز کوه
همین جنگ تا نوزده روز بود نه کس زیر دست و نه فیروز بود
بیا ساقیا ز انتظارم برار مده چای را همچو من انتظار
که در من تراکت چنان کرد جای که بر هم زند انتظارم چوچای
جنگ کردن دوست محمد خان بادا کتر مرتبه دوم و کشته شدن
داکتر از دست امیر و قتل کاتلی از دست (۱) سردار يلان محمد افضل خان
کند تکیه بر فضل حق هو شیار نه بر دولت و لشکر بیشمار
خدا بنده را چون حمایت کند به بسيار اندك کفایت کند
به تنها تنی روز جنگ و نبرد بجالوت وطالوت دیدی چه کرد
بموری که بینی چو یاری کند چه با مارو شیر شکاری کند
یکی روز در حلقه سر وران امیر جهاندار روشن روان
همی بست تدبیر جنگ و نبرد سخن در سخن میشد از گرم وسرد
بیا مد یکی قاصد نيك راى بیاورد شرط رسولی بجای
(۱) هنگامیکه امیر کبیر دوست محمد خان بار دوم از خلم لشکر کشیده بسوی
کوهستان جهت جنگ رهسپار گردیده و با انگلیسان در آویختند، در موضع خواجه
خضری نبرد سختی در گرفته در آن ضمن چند نفر از صاحب منصبان و چند تن از افراد انگلیس
بدست مجاهدین بقتل رسیدند از جمله مقتولین انگلیسی کاتلی نام داشت .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
