Machine transcription
( ١١٩ )
ز کهسار چون دید فوج پلنگ تگ و تاز جولان فوج فرنگ
به یکبا رگی کند های سترگ فگندند با سنگهای بزرگ
ز غلطیدن سنگهای گران بجنبید عا لم کران تا کران
فرود آمدند از سر کوهسار پس يك صدو بعد صد صد هزار
چنان آسیا سنگ با لا شدی که بر جثه بر چرخ والا شدی
زمودی ته بار سنگین او سپهربر بن سنگ زیرین او
چنان کوفتی درفتا دن بخاك که هفتم زمین را شدی چاك چاك (١)
زجنبیدن کند های عظیم زمین در خطر آسمان زیر بیم
شنیدم که هست اندران کوه سخت بسی مکمن غار وسنگ و درخت
چو از کوه سنگ سیاه آمدی پناه هنده زیر پناه آمدی
چو از شر شدی باز رفتی به پیش دگر جای میکرد ملجای خویش
حکیمان که در دفع رنج مزاج بضد گفته بودند کردند علاج
ندانم که سنگ اندران جای تنگ چسان باز میداشت زآزارسنگ
بدیثان سپر کرده سنگ و درخت رسیدند اندر یکی جای سخت
که استا ده مانند دیوار بود ببا لا شدن راه دشوار بود
نه جائیکه با لی نها دن توان نه سنگی که بروی ستادن توان
ز آسیب دشمن نه جای پناه پی دست پیچش نه ساق گیاه
ز بالا فرو ریخت باران سنگ شده سیل خونبار طو فان سنگ
با کس زجا همچو خاشاك برد بسائن چو قارون ته خاك برد
یکی را بیفتاد سنگی بسر که گشته سرش باسپر بی سپر
سرو گردن و دوش در پشت شد کمر در سرین باد رانگشت شد
پی کشتن دشمنان بیدریغ به بسته کمر کوه و برداشت تیغ
ببین همت عا لی کو هسار که چون شد طرفدار اهل دیار
چنان موج زن خون ز بالا شده که تر دامن کوه و صحرا شده
یکی را که سنگی زجامی ربود بصد کس همی برد با خود فرود
(۱) مصرع دوم تبدیل خ که هفتم زمین را شدی سینه چاك
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
