Machine transcription
(٦٣)
وضو کرد از چشمۀ آفتاب
بریش سفید سحر شانه کرد
بقرأت زوالفجر کرد ابتدا (۱)
اشارۀ شه رفت کز هر کنار
چوزاله چنان گوله باری کنند
برآمد اشان چی بفرمان شاه
فراوان جوال ریسی تفنگ تفنگ
بقانون نهادند بر هم همه
بران میلهاتوپها برزدند
چنان عطسه زن توپ از دود شد
زمین و زمان شد اسیر اثیر (٣)
فلك گرنبودی زره پوش ابر
گر آن که همه میزدندی بقاف
ولی بود چون بر بلندی حصار
ازانسو شهنچس فراز برج
زدی توپها از فراز حصار
فتیله بسر کوشی توپ گفت
به آتش بسوز و بگوله بزن
یکی توپ نامش ظفر جنگ بود
چنان نعره زد از فراز حصار
چو می آمدی گوله بر پشت پیل
بگسترد سجادۀ نور ناب
دور کعت ادا بهر شکرانه کرد
سر سورۀ شمس ختم ادا
زآهن حصاری کنند این حصار
که این قلعه را برج سازی کنند
بمانند قند اژدهای سیاه
کشیدند از خار زخار سنگ(٢)
کشیدند بر صورت دمدمه
بیکبار از چار سو در زدند
که مریخ ز اسحاب اخدود شد
فلك گفت هذا ليوم عسير
بیفتا دی از گوله های مطیر
شدی چون کف دست هموار وصاف
یکی گوله دروی نمیکرد کار
نشسته چو بهرام اندر عروج
غريوش شدی بر فلك رعدار
که در دست دشمن بیفتاد مفت
بگیرو بر آرو بکوب و شکن
روان گوله اش نادره سنگ بود
که بیهوش شد لشکر شهر یار
بیفتادی از پای مانند میل
(۱) : تصحیح خ ، قرائت زوالفجر کرد ابتدا
(٢) : نسخه م، کشیدند از خار وزخاره سنگ نسخه د، کشدند ازخاك وازخاره سنگ .
(٣) : اثیر که خاس و برگزیده معنی دارد و اینجای مورد است . خ این فرد را چنین
تصحیح نموده .
زمین و زمان آنچنان تیره شد
که چشم درخشان خور خیره شد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
