Machine transcription
(۸۲)
چه از توپ و شاهین چه از چوب و سنگ چه از دیگر آلات و اسباب جنگ
ز قزل زمین تا حد قندهار نشانیده جا سو سها برقطار
بکار بدی ار شه بیا بـابـر بغزلین هماندم رسیدی خـبـر
نهفته نبود آشکار و نهفت که تاشه چو خور در چه کرد و چه گفت
وزان خیمه چون بی نبرد و نـزاع بیفتاد کـشـور بدست شجاع
دران خطه شهزاده تیمور مـاند سپاهان سوی شهر غزنین براند
چو لشکر زجا بر کشیدی قدم زمین سر کشیدی بجیب عدم
بکردونه چون توپ رفـتـی بـره زمین کشتی از کند و کوبش دره
بجائی علم دار بیرق فراشت که آن جای را موشکی نام داشت
بفرمو د شه تا همه لشکری به بندند بر گرد خود سنگری
نباید که ایمن کسی از گزند نشیند در ان مورچال بـلـنـد
که بیم شبیخون شیر نر است کنون کار با حیدر صفدر است
بترسم که پنهان بمردم چودیو در آید برآیدز لشکر غریـو
چو بادوزان سرکشی سر کند ز سوراخ دیوار سر بـرزنـد
بفرمان شاهنشه هوشـمـنـد بنا شد چنان مور چال بلند
که کردی زتحتش کسی گر نگاه فتادی زسر مرء مك را کلاه
چوشب بر بروج حصار فـلـك کشکچی مه رفت بهر كشك
نیاتق چو شب کرد گردان شده طلایه نگهبان گردان شده
سخنهای شان اندر ان دغـدغـه زیکسو بخه بود ویکسو دغه
در اطراف کهسار آن مرزبوم سخن می نمودند با هم دوبـوم
یکی گفت این مرزوبوم آخلم (۱) دگر گفت استا بلا واخلم (۲)
چوشب زندهدار فلك صبحدم(۳) زد از راستی از سر صدق دم
(۱) « آخلم به پشتو معنی میگیرم را دارد »
(۲) « استا بلاواخلم » جمله پشتو که چنین معنی میشود « بلای ترا بگیرم »
(۳) « نسخه (۱) درینجا چنین عنوان میدهد « دربین تدبیر به عنوان شجاع وسگ در
برای در نفاق انداختن خوانین سردار غلام حیدر خان »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
