Machine transcription
( ٦٩ )
امیر علیشیر برنجید بنائی جلای وطن اختیار کرده به نزد سلطان یعقوب رفت بعد از فوت
او بهرات برگشت چون کدورت خاطر میر هنوز صفا نیافته بود بماوراء النهر
شتافت.
چنانچه فوقاً دیدیم بهر علتی که بود بنائی از ترس وخوف اینکه مبادا
امیر علیشیر وزیر به او اذیتی برساند هرات را ترك داده سیاحت تبریز نموده و در
آنجا رسوخ و اعتبار کامل پیدا کرد زیرا سلطان یعقوب بن حسن بیک
بن علی بیک بن قرا عثمان که از امرای محلی خانوادۀ آق قیو نلوی تبریز وشیفته
علم وصنعت وشهرت مولانا بنائی بود ازورود او بد انجا مسبوق گردیده مورد
لطف، احترام ومهمان نوازی خویش قرار داد.
مگر از آنجا که حب وطن وغرور ملی از اختصاصات فرزندان کشور باستانی
افغانستان است مولانا بنائی پس از مرگ سلطان یعقوب (٨٩٦ هجری قمری)
بسیاحت خویش در فارس و آذربایجان و توقف خود به تبریز خاتمه داده مجدداً
بهرات که سرچشمۀ الهامات شاعرانه وذوق صنعتی او بود مراجعت کرده برحسب
تذکره صاحب تاریخ رشیدی اینمر تبه باز طرف توجه والطاف امیر علیشیر
وزیر معروف و دانش پر ور هرات واقع شده پس از اقامتی چند سر از نوفضای
صمیمیت آنهاتیره گردیده این دفعه برای اینکه زنگ کدورت را از صفحۀ خاطر
خود دور کرده باشد آهنگ مسافرت بسوی ما وراء النهر نمود چون بسمر قند
که امور آن بتوسط سلطان علی میرزا ابن سلطان احمد میر زا نواسۀ خواهر
سلطان حسین میر زا اداره میشد رسید مدتی رحل اقامت افکند از آنجا
که سلطان علی میرزا مانند مامای خود سلطان حسین میر زا ودیگر اسلاف خود
علم دوست وهنر پرور بود بنائی را مجذوب الطاف وقدر دانی های خود قرارداده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
