Machine transcription
۱۸
در کتاب بحار الانوار مذکور است که ابوبصیر گوید از امام ابو جعفر محمد بن علی رَضُ شنیدم
که فرمود ابو خالد کابلی مدت دراز محمد بن الحنفیه را با عتقاد کامل و خلوص وافی خدمت نمود و در
امامت وی هیچ تامل نداشت روزی با وی گفت جلت فداک روزگاریست که عمر
نا قابل را نثار چاکری و تعبد کرده بپاداش خدمت و عقیدت مرا بر تو حقی است عظیم و ترا
بحرمت رسول صلعم و امیر المومنین علی کرم اللہ وجہ سوگند دهم که مرا از خواب غفلت بیدار فرمائی
آیا تو خود امام مفترض الطاعته باشی یا دیگری بدان سُنت الهیه اولویت دارد؟ محمد گفت یا
ابا خالد مرا سوگندی عظیم دادی اینک بمان تا بگویم دعوی امامت بر من مپسند بدان آگاه
باش که امروز حجت خدا بر من و بر تو و بر جمیع ماسوی الله علی بن الحسین است بایستی طبقات
مردم از خرد و بزرگ و دور و نزدیک و سیاه و سپید اطاعتش را فرض دانند و بر
خدمتش کمر بندند و فرمانش در عهد و شناسند- ابوخالد گوید فردای آن روز راه خانه انحضرت را
پیش گرفتم و چون بار یافتم و بحضور در آمدم فرمود- یا ور دان تو هیچگاه بموجب بزیارت ما نیائی
اینک باز گو بدانم چه واقع شده است که درین هنگام در آمدی - بنده عرض نمود تمام
کہ از توفیقات الہی سراچه دل بنور تولا و شناختن امام زمان منور گردیده بدان جهت
خاکبوس درگاه خلایق پناه شده ام که تا جان در بدن دارم بنده فرمان و چاکر
سر بر آستان باشم- علی الجمله ابو خالد همچنان باولای آنحضرت در سلک خواص اصحاب
منتظم بود تا از سرای فانی بعالم جاودانی رخت بست-
از امام ابو جعفر رضُ روایت شده که چون ابوخالد روزگاری در ملازمت استان
علی بن الحسین بگذرانید و در پایان زندگانی ہوای دیدار مادرش در سر افتاد و
رجوع وطن در سر گرفت- بعرض حضور مقدس رسانید که عمری است این چاکر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
