Machine transcription
در دیار توچه سترده زکرها دیدم
تندهار است هری کوچه تو بازار است
من در اینجا نه یکی عامل با قید ارم
پاسپورت بر سر من متصل تحصیلدار است
مرشدت گاه توجه دکرش در رقص است
بامریدی که شکر خنده گلر خسار است
قصیدۀ دیگر
یکروز ناصحی بمن از مرحمت نوشت
ای صوف پوش گوش کن این پندصاف را
آن زاغ نیستی تو که حالا گرفته
سیمرغ وار قله این کوه قاف را
اکلت حرام شرب حرام و سخن حرام
ای جامع حرام بهل اعتکاف را
با اهل دل در آی که از غیرت اهل دل
تا از تو یکطرف کند این کذب ولاف را
زنگ از دلت زداید وازبر بدر کشد
کین از درون سینه زیر ون خلاف را
روزی تمام رود زبرت شام بیکسی
طالع کند بر تو صباح زفاف را
نشنیده سمع تو آموز نو سفر
تعلیم میکند ز طوف و طواف را
گفتم نوشته و وثیقت همین بود
لیکین منافی است نویسم مناف را
عمریست کا زمایش این شیوه میکنم
آخر بدوش خویش کشیدم لحاف را
اول شبانه که به آبا خرز بوده ام
شد چند اینکه آمده ام مک ظف را
یاران در هرجای زمین یاد ویدهام
دیدیم یافتیم بسی نان و با ف را
دست من که لایق قطع است در زمان
کوران همی بچشم کشند این شیاف را
ده روز این نرفته که در خلوت فراغ
بی مدعی مساس زدم زیر ناف را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
