Machine transcription
١٣٢
کمر بکشتن ما بسته تیغ کین بر کف کسی که بود مرا یار غمکسار آخر
بحیرتیم که معمار روزگار چرا زروی تعبیه خشتی نزد بکار آخر
بدان رسید که در نظم مملکت کور شد کشاده اهل خرد چشم انتظار آخر
دوای رنج وطن نیست جز تب غازی چنانچه گرد دوا درد قندهار آخر
شود معاینه بیند بچشم سر گورک
هرات نیز به آسایش مزار آخر
بعد از رفتن نائب سالار محمد هاشم خان از هرات بسمت کابل انشاء کرده است
باز بانه کار عدل معطل شده است باز وا نونگهای تیره مچتل شده است باز
آنبا رهای شکر و آن خانچه های نقل یکجاعوض بشربت حنظل شد است باز
باغ شهی که مرغ برانداختی بر او اينك قمار خانه هوطل شد است باز
مضمون بسته من از اندیشه سپاه بگسسته است از هم مهمل شد است باز
از بس فساد فتنه جهان را گرفته است شاپور ما محمد کون بل شد است باز
کوه وقار بود جهاتی شکوه فضل اهل دعا برا بر خر دل شد است باز
از حادثات فعل مداز واردات شر اکنون هری شبیه بمنگل شد است باز
انور که در زمانه عدلش بعقل نیست مجنون صفت بدانش افضل شد است باز
زاهد ز بیم هرزه درایان بگو شه چشم در است خفته و احوال شده است باز
برا در دیوانه میرزا محمد انور خان است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
