Machine transcription
۱۰۳
زتا نیر مصاحب زادۀ بیکاری عبدل * از ان از خدمت میر کلانم ننک می آید
گله شتم از سر اخلاص ترک خانقه کردم که از طرف معارف نمره های زنك می آید
به استاد مقمر گفتم ای قابل چرایکسو کرین لا تر مداماً دست ما بیرنک می آید
جوابم داد کاتار عتیقی پشت پای زن که این برد از جوان نو رس غولدنك می آید
مخورغم گرزنی پیشینه از دست تو شد گوزك کشادی رفت از دست توبر کف تنك میآید
هم از عشرت زن ومحفل یعارا شادمانی کن
که امشب خواجه صاحب یار فیق لنگ می آید
بد بخت جوانی که زصیان گله دارد خودی کند اینکار ز شیطان گله دارد
انواع هوس تا به ثریاز ده بیرق اهل طمع از تنگی دامان گله دارد
موری که برو عید شد از غله مردم دیو یست که از قهر سلیمان گله دارد
زاهد بمر صوفی از ین پیش نگر بد کین کوزه خام از نم باران گله دارد
این نیچ نیچ لوطی صفتان گرد تودانی بزنیست که از شورش رندان گله دارد
نه ریش پر از و سمه نه دستار مچرخ
زاوضاع تو گوزك سرو سامان گله دارد
وله ايضا غزل را مهمل در جواب با ذل كابلي كفته
ابروی یار را زگل لاله ساختند | آب خنک ز بق بق بزغاله ساختند
(*) عبدل ملازم میرکازر کاماست .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
