Machine transcription
صفحه (۲۱) سال اول - مجله کابل شماره (۷)
چو سعی شغل و عمل نداری تر است لازم ضرور مردن
ز مردم بی تلاش و کوشش چوراست گویم چه دور مردن
شود زسعی و عمل بگیتی برای هر شخص نام حاصل
بغیر کوشش که می تواند زچرخ گردنده کام حاصل
چو قرص خورشید سعی باید که تا شود صبح و شام حاصل
هلال سازد زسعی و گردش بشهر ماه تمام حاصل
چو اسیا بسته است گردون همیشه رزق وتلاش باهم
بریده تیغ زمانه ناف تلاش هستی و آش باهم
بهیچ کار آشنا نگشتی توهیچ کاره چه کار داری
خبر زسعی و عمل نداری تو بدعمل بد شعار داری
بکیسه غیر چشم دوزی نه ننگ داری نه عار داری
به ننگ ناداریت نمردی لیاقت پای دار داری
تمام عمر ای دنی نشاید زنان مردم صلا گرفتن
دنائت است اینکه گشته عادت ترا برسم گدا گرفتن
بکوش در کار دین ودنیا که سود گردد زیان زکوشش
سزاست گر فی المثل بگویم زمین شود آسمان زکوشش
کجا رسیدند ای برادر تمام اهل جهان زکوشش
بچشم عبرت نظر کن آخر که گشته عالم چسان زکوشش
چنانکه کوشند خلق عالم چرا تو ای بیخبر نکوشی
کجاشد ایوای ننگ وغیرت که ازهمه بیشتر نکوشی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
