Machine transcription
صفحه (٤٧)
سال اول ـ مجلۀ کابل
شماره (٥)
داود بن العباس بن هاشم بن مانجور آباد کرده بود تخریب نمود ، با آن حکومت
آل داود مدتی محفوظ و مسلم ماند . در قرن سه و چار هجری نفوذ مستقیم دولت
سامان در بلخ قایم شده و آنجارا عوامل آنخاندان اداره میکرد ( ٢٧٩ - ٣٨٩
هجری ) در دورۀ سلاطین غزنوی افغانستان ولایت باختر کسب اهمیت نموده و
شهر بلخ یکی از پایه تختهای مهمهٔ افغانستان حساب شد ، سلطان محمود معروف
سلسلۀ آل فریغون گوزکان را نیز مستاصل نمود . منتهای عروج و ترقی بلخ و
باختر در زمانه بعد الاسلام همین عهد سامانیان و خصوصاً غزنویان حساب میشد .
در دورۀ فتور غزنویان و عصیان رعایای تراکمه سلجوقی ( نصف قرن پنج
هجری = نیمه قرن یازدهٔ مسیحی ) هنگامیکه الپ ارسلان سلجوقی کوس
خود مختاری مینواخت ولایت باختر عموماً بتصرف سلاجقه رفته و صفحات شمال
هندوکوه از افغانستان مجزا شد . ولی بزودی سلاطین غور افغان چنگ های
قوتمند خویش را دراز کرده و این عضو اصلی را بدولت افغانستان مسترد والحاق
نمودند ( قرن دوازده میلادی ) بعد از انقراض این دولت افغانستان بود که روزگار
ادبار و ایام فلاکت بار ولایت باختر و افغانستان بلکه آسیای وسطی آغاز نمود یعنی
مقدمات ظهور چنگیز خان در صحنهٔ آسیا چیده شد . علاء الدین محمد معروفترین شاهان
خوارزم در اوایل قرن هفتم هجری باختر را از سلاطین غور گرفته و ضمیمه ممالک
خویش ساخت و متعاقباً در ٦١٢ هـ بکلی دولت غوریه را در غزنی و غور و بامیان
منقرض نموده و ولایت غزنی را بجاگیر رشید ترین فرزندان خویش جلال الدین
مشهور اعطا نمود . ولی طولی نکشید که اردو های وحشی و خونخوار چنگیز خان
طومار عظمت خوارزمشاه را پیچیده و بر بلاد افغانستان استیلا جستند . چنگیز خان
در سال ٦١٦ هـ ولایت باختر را اشغال و شهر بلخ را واژگونه نمود عساکر او
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
