Machine transcription
( صفحه ٤٩ ) خصوصیات شاعری روه ( سال ششم )
بسان دریای اباسین که پر مست و اضطراب آلود میگذرد عمر هم بهمان اندازه بيك عجلت و زودی در گذر است .
شاعر دیگر افغان که قبلا نه در یا را دیده و نه شوخی و قشنگی امواج آنرا تصور کرده میتوانست ، وقتی به اباسین آمده چون امواج آنرا از همه بیشتر دیده همان است که از مشاهده آن کثرت و آلام غم های نهانی خود را بیاد آورده بد لدار خویش چنین خطاب مینماید .
د اباسینـد جپو ته گـوره داسی چیپ می غم په زره وهی مینه
ای دلدار ! امواج اباسین را به بین بمثل آن غم و اندوه در دل من موج میزند .
غم ! چون شاعر زاده غم است از هر چیز بتصور غم و اندوه می افتد ـ عبدالحمید ماشو خیل وقتی در یکی از دکاکین بازار قصه خوانی پشاور کله های گوسفند را می بیند که بآتش بریان شده و از پس رفتن لب ها ، دندان های سفید و براقش بحالت تبسم نمودار است چنانکه گوئی ز هر خند می نماید همان است که از مشاهده چنین احوال بیاد زهر خند های غم اندود خویش افتاده قضیه را بطور محسوس تصویر میکند : ـ
لکه سرد پسه په اور غاشو نه سپین که هسی ما لره له غمه خندا راغله
بمانند سر گوسفندیکه بآتش بریان شده و دندانهای سفید آن از بین لبهای خشکیده اش نمودار است برای من نیز از شدت تاثر و غم چنان خنده رو داد .
شاعر دیگری نیز عیناً ( این منظره را بدهان زخم که از هم جداست شبیه کرده ) و مضمون عجیبی بسته است چنانکه شکسپیر هم این منظر را بدهان از هم رفته زخم تصویر کرده است ( ملاحظه کنید در جیولیس سیز ر بروتس سپیچ )
وازه خوله لکه پرهار له درده خاندم ستا جفا ته له حیر ته خندار اغله
از جفا و جور تو اول مرا حیرت دست داد و بعد از شدت غم و درد مانند لبهای از هم جدا و دهان متبسم زخم بروز کار خود خنده مینمودم .
شخصی از خوشحال خان ختك پرسید که قلندران چرا ریش و بروت خودرا میتراشند خوشحال خان چون شخص حاضر جواب بود میبینیم که فی البدیهه برایش چگونه يك جواب معقول میدهد : ـ
یوویشته هم طریقت کښ حجابت دی قلندر ځکه خریلی ږیره ، بریت دی
٣٤٩
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
