Machine transcription
( صفحه ٤٨ ) کابل ( شماره چهارم و پنجم )
موزون افتاده و شاعر در بستن مضمونی بدین موزونی ورسائی ( در اساس تشبیهات قدیم فارسی )
چه مقدار مهارت را بخرج رسانده است .
د دانی په عوض ګل لری په دام کښ
په رخسار دِ توری زلفی بلبل ګیری
بر رخسار تو زلفهای سیاه بلبل گیر ـ بعوض دانه . گل بدام گذاشته است .
* * *
کباب آتش هجران «علیخان» هم ملامت نیست در حالیکه از بیوفائی یار زار زار می نالد از مشاهده
دانه گندمی بیاد دلدار گندم گون خویش و بیوفائی های او افتاده چنین میگوید و درین تشبیه
خصایص محیطی اینملت را مشاهده کنید که افغانها بواسطه ئیکه اکثر گندم گون اند بنا بران شاعر
از مشاهده دانه گندم بیاد دلدارگون خویش انتقال نموده است .
پلارمی دغنم مینی راوئیست له جنة
زه لا طمع دارد غنم رنګو د وفایم
پدرم را محبت گندم از جنت کشید و من بدبختانه هنوز از دلدار گندم گون خود وفا طمع دارم
* * *
صبحگاهان شاعر روه که برای ادای نماز بامداد بر خاسته در آسمان شفاف و صاف نظر ش را
ستاره صبح بخود جلب می نماید و ازان منظره دلاویز ، دلدار خویش را بخاطر آورده
متکیف میگردد .
په سپین مخ دِ د عرق دانه لیدی شی
که دسحر په وخت کښ ستر ګه د صباده
بر عارض نقره فامت قطره عرق است یا ستاره صبح ؟
* * *
رحمان با با که بمانند اکثر افغانها عمر خود را در داخل وطن گذشته است شاید وقتی به
تماشای رود اباسین آمده از مد و جزر و مستی رفتار او بئاثر افتاده و این منظره را با چه يك
مضمون خیال آلود شاعرانه نشان میدهد .
لکه سیند د اباسیند په غورځنګ درومی
داسی یون که په تلوار تلوار عمر
٢٤٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
