Machine transcription
( صفحه ٥٧ )
ادیبات قندهار
( سال ششم )
سر زده از خاك يارب لاله ها اندر بهار
یا ز خون خسروان پر کرده گردون جامها ؟
در بين تصورات و احساسات ادیبانه شاعر معرفت دوست و حقیقت بین ، و گویندۀ بی خبر از حقیقت چه قدر فرق است ؟ تابلوی زیبای لاله زار بهار را آن بکدام نظر می نگرد . و این بچه نگاه ؟ . . . همچنین مشرقی راست به تتبع حضرت سعدی :
نگر بصفحه اوراق دفتر هر گل
که هست هر ورق از معرفت کتاب اینجا
وحدت : وحدت مسئله ایست ، شالوده تصوف را بران ریخته اند ، اگر ما درین جا تفصیلاً وارد شویم دامنه تحریرات ما وسعت یافته ، از نقد شاعری ، به تصوف نگاری خواهیم افتید (۱) همین قدر کافی است بگوئیم ، اهل تصوف و عرفاء در موضوع توحید دو دسته اند ، شهودیها ، و وجودیها . سردار مهردل خان ، نیز همچون عرفاء و اساتید سلوک و معرفتش ، شئون ما و من وكثرت را انعکاس همان وحدت صرف می بیند ، و غیر این را تماماً و هم و خیال می شمارد :
وحدتست اینجا و از کثرت همین ما و من است
خلق را سرگشته می دارد چنین او هامها
در حقیقت سایه را شخص است هر جا متحد
ظاهر کثرت ز وحدت گر جدا افتاده است
« مشرقی » بعد ازینکه کثرت را انعکاسی از آئینه وحدت می شمرد ، با متانتی تمام درین میدان تنازع طائفتين قدم می گذارد ، و این دو مسلک متبائن را بزيير يك نگاه انصاف كارانه میکشد ، و این دأبی است که مشرقی را از برکت فیوض انفاس قدسیه مرشد بزرگوارش ( که از فیض یا بندگان باده سرشار تحقیق حضرت مجدد (رح) بود ) نصیب شده است (۲) مثلاً درین رباعی هر دو دسته را خوب ستوده است :
گلزار « شهود » را بهار دگر است
صهبای « وجود » را خمار دگر است
گر دیده ، الف بچشم من و تو (۳)
در عالم توحید شمار دگر است
همچنین درین رباعی « همه اوست » را بصورتی ورده ، که اعتراض عموم را رفع کرده است :
ظاهر بظهور همه اشیاست عیان
باطن ز بطون جمله گردیده نهان
در جمله جهان اول و آخر همه اوست
بی اول و آخر نه نهان و نه عیان
كذلك درین رباعی ، بمیدان نزاع طرفین چه خوش منصفانه قدم می نهد :
خلقی « همه زو » گوید و جمعی « همه اوست »
فرقی نبود که « اواست » یا جمله « از واست »
گر نيك و بدی هست ز کثرت میدان
در عالم توحید نه زشت و نه نکو است
(۱) این موضوع را مطولات مستقلی است که علاقه مندان می توانند ، آنرا کنجکاوی کنند .
(۲) حضرت مجدد رح را در مسائل وحدت تحقیقی است که از دیگران دیده نشده ، چون حضرتجی صاحب از سلاله حضرت مجدد است ، و مشرقی ما نیز شاگرد دبستان عرفانش می بود بناءً بران ممکن است تحقیقی درین باده به مشرقی دست داده ، و از غلغله منازعه برامده با شد ؟
(۳) (الف) ، اول به فتح اول و کسرۀ ثانی ، و دوم به فتح اول و سکون ثانی و ثالث است ؟
٢٥٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
