Machine transcription
ادبستان قندهار
نظری به ادبای نزديك : نگارش جناب عبدالحی خان حبیبی
سردار مهر دل خان «مشرقی»
عبرت و اندرز
صحنهٔ دنیای خاکی ، بنظر غائر و دوربین عرفاء ، عبرتگاهی است بزرگ و بصیرت انگیز :
کوچکترین مظاهر طبیعت و مناظر زمینی ، بنظر آنها مفصل ترین دفاتر معرفت شمرده می شود
اینچنین عبرت اندوزیها ، و اندرز گرفتن ، از عواملی است ، که عارف را به بی اساس
بودن دنیا نگران ساخته ، و وا دار بترك آن میسازد !
چشمی داری و عالمی در نظر است دیگر چه معلم و کتابت با ید ؟
« سعدی » با اسلوب استادانه و متین خویش ، یکی از وقائع عادی را به پیرایهٔ
خیلی بدیع آراسته ، و چقدر پر از اندرز و عبرت است :
زدم تیشه یکروز بر تل خاك بگوش آمدم ناله درد ناك
که زنهار اگر مردی آهسته تر : که چشم ، وبناگوش، وروی است، وسر
کلام عمر خیام ، درین زمینه دستگاه عبرت و پند را تشکیل میدهد :
هر سبزه که بر کنار جوئی رسته است گوئی ز لب فرشته خوئی رسته است
هان تا سر سبزه پا بخواری ننهی ! کان سبزه ز خاك لاله روئی رسته است
«عبدالقادر» ادیب شیوای زبان پشتو واست :
قدم په ورو ورو په احتیاط ږده دا توری خاوری، شکلی خوله دی
مناظر شگفت انگیز ومسرتناك بهار وخزان وغیره ، بنظر عوام جز اسباب مسرت طراوت طبع ،
چیزی نیست ، اما عارف دانشمند ، آن را به نگاه عبرت ، و دیدهٔ حیرت مشاهده میکند .
بهر جائی که نظرش میافتد ، جهان جهان معرفت را از ان کسب میکند ، و بکنه اسرار عمیقی
که از نظر عموم پوشیده است .
سردار ادیب ما حضرت «مشرقی» نیز روزی که از فیض بهاران گلها جوش میزند ،
منظرهٔ طراو تناك لاله زار را بانگاهی عارفانه می بیند ، و درين يك بيت با الفاظی تاثرناك وعبرت
انگیز این مضمون را می بندد :
٢٥٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
