Machine transcription
( صفحه ٥٥ )
غزل
( سال ششم )
نی پای رفتن است و نه یارای آمدن
چون نان خشك گشته نفس در گلوسرا
هوشم نبرده گردش چشم پری زدست
لعل کسی بخواب شد . هم سبو مرا
شمعم وصیت من بیدل ادا کنید
کز آب آتش است روا شست وشو مرا
جز با خیال لعل کسی نیست الفتم
چون لال در ضمیر بود گفتگو مرا
بندم چو ثور رخت خود از بزم زندگی
شایق چو چشم اگر نکنی روبرو مرا
غزل
اثر طبع جناب حبیب الله خان طرزی
ای به گیسو یتو محکم سرو سودای بهار
چشم مخمور ننوشد نرگس شهلای بهار
قامت فتنه خرام تو سهی سر و بلند
عارض سرخ وسفیدت گل رعنای بهار
مینماید دهنت حقه یاقوت بچشم
خنده ات تازه تر از خنده گلهای بهار
بچمن گر بروی بلبل شیدا گوید
هست خوالی بچمن بی رخ تو جای بهار
در چمن سرنکشد چو تو گل رعنائی
ای تو تاج سر کل دیده بینای بهار
ملهم عشق تو گر نیست دگر چیست بگو
طرزی ما که بود بلبل شیدای بهار
٢٥٥
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
