BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2678

Page 2678

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2678 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صیحه ۱۳۰ ) کابل ( شماره اول و دوم ) بعضی پنج و شش را گردنها بر يك تخته دراز بند کرده و سرها از تخته بیرون هر کس حسب مرتبه و قدر گناه ، هر یکی را يك كس موکل که موی آن گناه گار گرفته و منتظر بادشاه که چه حکم فرماید ، بعضی را بزندان فرمود و بعضی را بحکم کشتن و [ در ] مجموع خطای هیچ امیر و داروغه [ را ] حکم کشتن نیست و هر کسی که گناهی کرده گناه او را بر تخته پاره بنوشتند و بر گردن او بستند بزنجیر (۱) و دو شاخه (و) آنچه حد گناه اوست در کیش کنازی ایشان ، و آن گناه گار را روانه خان بالیغ کرد ، اگر یکساله راه است هیچ جای نمی تواند بود تا آنجا رسد القصه چون بندیان رفته ایلچیان را پیش ( بردند ) چنانکه تا به تخت بادشاه مقدار پانزده کس ازان میران که تخته در دست دارند آمد و زانو زد و بخط خطائی احوال ایلچیان را نبشته بر خواند مضمون آنکه از راه دور از پیش حضرت خاقانی خلافت پناهی و فرزندان ایلچیان آمده اند و برای بادشاه تبرکات آورده اند و بپای تخت ( به ) سر زدن آمده اند ، چون شرح تمام بخواند مولنا حاجی یوسف قاضی که از جمله امرای تومان و مقربان بادشاه بود و زبان دان عربی و پارسی و ترکی و مغولی و ختائی و کلچی میان پادشاه (و) ایلچیان ، و از دوازده دیوان یکی تعلق بدو داشت پیش آمد ، با چند نفر مسلمانان زبان دان عربی و پارسی و غیره که تابع او بودند برگرد مسلمانان بایستادند و گفتند که اول دو تا شوید و بعد ازان سر بر زمین نهید سه کرت اما پیشانی بر زمین [ نه] رسانیدند ، بعد ازان مکتوب حضرت اعلی سلطنت شعاری خلد الله ملکه و مکتوب مخدوم و مخدوم زاده عالمیان امیر زاده بایسنقر بها در خلد الله ملکه (۳) در پارچه اطلس زرد پیچیده بدو دست بلند گرفته که قاعده چنان است که هر چه تعلق بجانب بادشاه دارد درزرد می پیچند (٤) مولنای قاضی آمد و آن مکتوب (٥) بستاند و بدست خواجه سرای داد ، (٦) بعد ازان آن پادشاه از تخت فرود آمد و بر صندلی نشست و سه هزار جامه آوردند یکی دگله و توقبا ، واسم او خویشان و فرزندان ایشانرا جامه پوشید ، بعد ازان هفت نفر ایلچیان پیش بردند اول شادی خواجه و کوکچه (۷) بعد ازان سلطان احمد و خواجه غیاث الدین و ارغداق واردوان و تاج بدخشی (۸) و ایشانرا گفتند زانو زنند ، زانو زدند ، بادشاه از ایشان احوال بندگی حضرت سلطنت شعاری خلد الله تعالی ملکه و سلطانه پرسید و بعد ازان پرسید که قرا یوسف (۹) ایلچی میفرستد (۱) اصل : بخیر ، تصحیح از روی مطلع (۲) بقول ( پو ل ) این درست نیست ، در قانون خطائی فقط حکم قتل باید اولاً در دارالسلطنت در عدالتی خاص تصدیق شود . (۳) در مطلع افزوده : باقی شاهزادگان و امرا را ، ( ٤ ) اصل : پیچید ، مطلع پیچند (٥) مطلع مکاتیب (٦) در مطلع افزوده است ، و بادشاه گرفت و کشود و دید و باز بخواجه سرا داد ، (۷) اصل : کوچکه ، (۸)مطلع : تاج الدین (۹) قرا یوسف از تراکمه قراقوینلو بود و اینها اولاً بجنوب بحیره وان متسلط شده و بعد هنگامی در ارمینیه و آذربایجان بنای حکومت خود نهادند ، جلوس قرا یوسف در حدود سنه ۷۹۰ ه بود ، در یورشهای تیمور بمرات از ملك خود فرارشد و باز آمد و بآلاخر بعد وفات تیمور در سنه ۸۰۷ ه باز به اطمینان برتخت سلطنت نشست و در سنه ۸۲۳ ه مرد ، ۱۳۰

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2678. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2678 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2678
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record