Machine transcription
( صفحهٔ ۱۲۹ ) سفر نامهٔ چین ( سال ششم )
صفهای سر پوشیده و ستونهای معظم بر کنار صفها و دیوار خانها مجموع شبکو (۱) ( کذا ) از چوب ، و فرش سنگ تراشیده چنانکه مجموع استادان هر صنعت دران حیران بمانند . القصه چون روشن شد نا گاه آنها که بر بالای كوشك بودند و منتظر که پادشاه کی بتخت بر آید گوز که و دهل و دما مه و سنج و نی و ناقوس فرو کوفتند و آن سه دروازه بکشادند و خلائق درون دویدند ، و قاعدهٔ ایشان چنانست که بدیدن پادشاه دویده روند . چون ازین فضا بفضای دوم رفتند و آن قریب سیصد قدم بود و در برابر کوشکی ازان كوشك اول بعظمت تر و پیش کشاده ، تختی آوردند مقدار چار گز و گرد تخت متل (۲) بلسك خر گاه قسین گرفته از اطلس زرد (۳) مجموع زر نشان ختائی کرده ، باز در ها و سی مرغ و نقوش ختائی . بر بالای تخت کرسی از زر بنهادند و از چپ و راست ختائیان صف کشیده ایستادند ، اول امرای تومان و هزاره و صده قریب (٤) صد هزار و هر یکی در دست تخته مقدار يك گز در چار يك شرع و زهرهٔ آن ندارند که بغیر از ان تخته بجائی نگرند و در عقب ایشان مقدار ( ٥ ) دویست هزار دیگر جیبه پوشان و نیزه داران و بعضی شمشیرهای برهنه در دست ایستاده و صفها راست کردند . و مجموع آن کافران چنان خاموش که گویا هیچ متنفس آنجا نیست و شاه از درون حرم بیرون آمد و نردبانی از نقره آوردند مقدار پنج پایه و بران تخت بنهادند و بر بالای تخت صندلی از زر بنهادند و پادشاه ببالای برآمد و بر صندلی بنشست و پادشاه میانه بالا محاسنی بزرگ و نه كوچك (٦) اما مقدار دویست سیصد موی از میانهٔ محاسن او چنان دراز که بر بالای صند(لی)کی بود سه چهار حلقه زده بود و از چپ و راست تخت دو دختر ماه روی مویها بر میان سر (۷) کرده و گردن و عارض کشاده مروارید های بزرگ خوب در گوش کاغذ و قلم در دست گرفته منتظر که پادشاه چه گوید و چه حکم فرماید ، هر چه آنروز بر زبان پادشاه بگذرد ایشان قلمی کنند ، اگر حکم را تغییر میباید کرد خط بیرون فرستند تا اهل دیوان بران موجب عمل میکنند ، القصه چون پادشاه بر تخت قرار گرفت و از جانب ختائیان صفها کشیده بایستادند از مقابل روی پادشاه این (۸) جماعت ایلچیان را با بندیان دو تا دوش پیش پادشاه بردند اول باز غوری (۹) بندیان پرسیدند (۱۰) و مقدار هفتصد کس بودند بعضی دو شاخه (۱۱) در گردن و بعضی زنجیر و بعضی یکدست بر تخته گرفته و
(۱) مطلع : شبکه ( وشبكه باختلاف نسخ . (۲) مطلع : متك همچو قسین مفهوم چنه بقول کاتر میر عبارت از سایبانی بوده که از پارچهٔ ساتن ساخته و بگردا گرد تخت افراشته شده بود . بلسك سيخ آهنی باشد که سر آن را پهن کرده باشند برای نان از تنور جدا کردن ( هفت قلزم ) وقسین نام موضعی ( ستاین گاس ) ( ۳ ) اصل : زر و بحرور ژیشان . تصحیح از روی مطلع ۰ ( ٤ ) مطلع : افزون از حدود شمار. (٥) اصل : کوچ ، در مطلع بعدش افزوده : نه کوسه ، ( ٦ ) مطلع : گره زده . (۷) اصل : واین (۸) گناه ، جرم ، ذات مظلومیت . (۹) اصل رسید ، تصحیح از روی مطلع . ( ۱۰ ) دوشاخهٔ چوبی را گویند که دو شاخ داشته باشد ، و آن را بر گردن مجرمان و گنه کاران گذارند ( برهان قاطع ) .
۱۲۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
