Machine transcription
( صفحه ۳۳ ) سخندان فارس ( سال ششم )
اگر مرجاء وجودش را خداوند بدادی صورتی مخصوص منظر
یکی اندر فلك خورشید بودی یکی اندر زمین دریای اخضر
بهیجا بیشه آموزد ز دستش سنان نیزه خطی و خنجر
یکی دل دوزد اندر درع و خفتان یکی سر برد اندر ترك و مغفر
بروز جنگ شیر او و گرزش بزور بازوی شاه دلاور
یکی جیحون خون راند بصحرا یکی هامون کند سد سکندر
در فصد سلطان محمود بداهه سروده :—
آمد آن رگزن مسیح پرست نیش الماسگون گرفته بدست
طشت زرین و آبدستان خواست بازوی شهریار را بر بست
نیش بگرفت و گفت عن عليك اینچنین دست را که یارد خست
سر فرو برد و بوسه بر داد وز سمن شاخ ارغوان بر جست
منوچهری دامغانی بدر بار سلطان غزنه رتبه مصاحبی و امارت داشت ، شکوه
قصائدش زمانه را بر اقرا رباستادی او وادار نمود در مجلس سلطان پهلوی عنصری
و پائین ازومی نشست منوچهری دراثر زبان قومی در بعضی از قصائد الفاظ قدیمه
ومحاوره های نیکورا ترك داده و این از نقطه نظر تکامل زبان عیب است . در
٤٣٢ وفات کرده . نمونه کلام در مدح ابوسهل دبیر :
نوروز روزگار نشاطست و ایمنی پوشیده ابردشت بدیبای ارمنی
بر یاسمن عصابه در مرصع است بر ارغوان طویله یاقوت معدنی
خیل بهار خیمه بصحرا برون زدند وا جب کند که خیمه بصحرا برون زنی
بر ارغوان قلاده یاقوت بکسل بر مشك بید نائره عود بشکنی
بر گل همی نشینی و بر کل همیخوری برخم همی خرامی و بردن همی دنی
در است نا خریده و مشك است رایگان هی چند بر فشانی و هرچند بر چنی
نرگس همی رکوع کند در میان باغ زیرا که کرد فاخته بر سرو مؤذنی
دارد خجسته غالیه دانی ز سند روس چون نیمه به عنبر سارا بیاگنی
نرگس بسان کفه زرین ترازوشی است چون زر جعفری بمیا نش درا فگنی
۳۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
