Machine transcription
( صفحه ۳۲ )
کابل
( شماره اول و دوم )
شعراء این طبقه ذکر تخلص را در هر نظمی لازم نمیدانستند ، لکن حکیم گاه گاه تخلص خود را ذکر میکند .
عنصری بلخی در عهد سلطان محمود ملك الشعرا و امیرالامرا و مصاحب خاص بوده . بزور سخن و یاوری اقبال چار صد شاعر او را باستادی برگزیدند . استاد منوچهری در قصائد خود نیز بشاگردی او اقرار نموده . ارباب تذکره دیوان او را سی هزار بیت می نویسند . لیکن اشعاری که از او باقی مانده بیش از سه هزار بیت نیست . عنصری زبان را طوری اصلاح نمود که گویا اشعار او از حیث تکامل دو قرن بعد را طی کرده با اشعار طبقه دوم در آمیخت . و علت آن نیز التزام عنصری است بدربار سلطنتی و صحبتش با ارباب علم که بر احساسات ملی او چیره و زبانش ملائم نمود . قصائدش در مدح سلطان محمود و مسعود یا در تهنیت بعض فتوحات است دارای تشبیهات مختلف که در ان از حالت جغرافی بعض نواحی و تعریف بهار و عشق و غیره سخن رانده . تشبیب را غالباً از سی تا به پنجاه بیت رسانده بعد گریز بمدح میکند و گاه در یکدو بیت آخر نامی از ممدوح می برد . عنصری در ( ۴۳۱ ) وفات کرد .
غنو د سنبلد بر ماه منور خط و زلفین آن به روی دلبر
یکی را سنبل نورسته بالین یکی را لاله خود روی بستر
بروی و موی او بنگر که بینی بی آذر هردو وانرا فعل آذر
یکی بید و د سال و ماه تیره یکی بی نور روز و شب منور
مرا بهره دو چیز آمد ز گیتی دل پاك و زبان مدح گستر
یکی بر مهر جانان وقف کردم یکی بر مدح شاهنشاه کشور
مبارك دست او دو گونه ابر است کشنده دشمنان و دوست پرور
یکی با تیغ و بارانش همه خون یکی با بذل و بارانش همه زر
بروز رزم او بسیار بینی گولشکر شکار و کرد صف در
یکی را زخم تیرش کرده بیجان یکی را زخم تیغش کرده بی سر
۴۲
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
