Machine transcription
( ٢٦ )
شماره ( یازدهم ) سال دوم
مجله کابل
بر قصر هاي بلند وكاخ هاي زیبای این گهواره مدنیت آسياي مركزي نثار میکردی . تو بودی که ضیا نقره فامت را به آبشار های غریونده و فواره های مرمرین آمیخته بیننده گان را شیفته وشیدا می ساختی .
تو ای ستاره شبان وای لعبت كوچك آسمان ! از هزاران سال است که برین دشت خاك آلود ، برين مزار خاموشی که هر سنگش از مدنيت گذشته و عظمت پارینه آرامگاه غزنویان یادی می نماید چشمك ميزنی ، و بهمين يك چشم روزگار نخستین ، دورة ترقی ، عصر تجمل وزیبائی ، زمام آسودگي وغفلت وبالاخره آوان سیاه انحطاط وتنزل را مشاهده كردة اي همان قسمی که ويراني ، آتش گرفتن كار تاژ ، سوختن هرزيوليس ، وانهدام تروارا مشاهده کرده ای ، غزنین قشنگ مارا نیز در میان شعله های آتش نیز نظاره نمودي .
*
* *
ستاره گان میدرخشد وماه خود را گوشه کشیده آسمان مانند پارچه مخملین سیاهی است که بالماسش زینت کرده باشند؛ درین دشت پهناور غیر از من آواره کس نیست وبجز ناله بوم نه در هنگام رفتن پایم به پارچه استخوانی مصادمه کرده پاره ازان بمقابلم .... استخوان انسانست ، انسانی که بهزاران آسایش وآرامی در بستر نرم وخانه زیبا میزیست ، امروز کاسه سرش در میان بوته هاي خار دورك زده ازمصادمة سنگ پاره پاره میگردید ،
*
* *
ای دانشمندان که آثار مشهور تان تا امروز بر صفحه روزگار باقی است ای شعراء نامور و زبان آوران سخنور ! بر خیزید که در سرزمين دانش در جای مدارس و دبستانهای مشهور تان خارها و نباتات وحشی میروید برخیزید که در مجامع ادبی و علمی تان حیوانات
١٠٦٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
