Machine transcription
شماره (یازدهم) سال دوم خرابۀ زار غزنین (٢٥)
هان ایدل عبرت بین از دیده نظر کن هان
ایوان مداین را آئینۀ عبرت دان
که من نیز بآه و فغان بیربطم بسر نوشت این عروس زیبائی که غزنیش مینامیدند نگریم ؟ آیا این مناره های بلند بالا، این خار زارهای نا هموار، این اتلال مندرسه، و این پارچه سنگهای ریزه ریزه بهمان زبان مترنم نیست که طاق کسری میخواند ؟
ما بار گه دادیم این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران آیا چه رود خذلان
آیا ستاره گان آسمان زیبائی و عظمت این سرزمین شهادت نمیدهند ؟ چه دیگری را نمی یابیم، که آن شهر زیبا، جاده های وسیع، منازل قشنگ و بساتین پرمحل آن را دیده باشد.
یاد باد از آن زمانی که براین میدان خاک آلود، برین دشت ناهموار، برین مقبرۀ سهمگین و بالآخره برین مزار ملیونها انسان و هزاران دانشمند، شهری برپا بود که با دارالخلافة بغداد همسری میکرد.
یاد باد از زمانیکه آفتاب جهانتاب با اشعۀ درخشان خود هر صبح و عصر گنبد های بزرگ و مناره های بلند این شهر مظنطن را طلائی می ساخت.
یاد باد از آوانیکه زمزمۀ طلاب از دوازده هزار مدرسۀ غزنین چون نغمۀ مرغان چمن بلند میگردید.
یاد باد از روزگارا نیکه سلاطین باصد عجز و نیاز تاجهمای مکلل خویش را بپایگاه تخت سلطان زابلی می نهادند.
ای ماه جهانتاب ای عروس زیبای شب! تو بودی که روشنائی سیماب گونت را
١٠٦٣
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
