Machine transcription
شماره ( دهم ) سال دوم راز حیات (٤٧)
گفتمش در نظرت معنی انسان چه بود گفت نوری بدل چند تن از دانائی
گفتم از فیض که آفاق درخشان شده گفت سرزد از مشرق ما مهر جهان آرائی
گفتمش منزل تحقیق چرا دور نماست گفت سهل است چو باشد نظر بینائی
گفتمش کس نفتد چون پی افکار بلند گفت دشوار بود رفتن سر بالائی
گفتمش از چه درین پست مغاک افتادیم گفت تا کشف شود برتر ازین دنیائی
گفتمش دل زچه بازیچه سودا شده گفت دل مگو آنچه بود دستخوش سودائی
گفتمش پرتو اسلام جهان از چه گرفت گفت از خلق خوش و از نظر والائی
گفتمش راه درین دشت پرسور فتست گفت بر جادهٔ دین رو که رسی در جائی
گفتمش قفل دل از هیچ کلیدی نکشود گفت شاید کند ابروی کسی ایمائی
گفتمش خاطر خرسند که دارد فرمود هرکه از سود و زیانش نبود پروائی
گفتمش مردم دنیا زچه مستند چنین نیست جای چودرین محفل و نی صهبائی
گفت ای بیخبر از مستی پندار و غرور نشه مخصوص نباشد بمی و مینائی
گفتم آخر زچه رو سر شکن یکدگریم گفت دلهاست زبس سخت تر از خارائی
گفتمش از چه شفق خون جگر گردیده است چون ندارد غم امروز و نه از فردائی
گفت پیوسته دلش بر من و تو میسوزد باشدش شام و سحر دیده خون پالائی
گفتمش دهر چرا همهمه خیز آمده گفت رونق دهر بود همهمه سر غوغائی
گفتمش هر چه بعالم همه سرگشته چراست گفت هر زنده کند کوشش جانفرسائی
گفتمش کار پسندیده داناست کدام گفت از دست بود خار کشند از پائی
گفتم اسرار ترقی جهان چیست بگو گفت قول و عمل و فکر جهان پیمائی
گفتمش عاقبت سستی و بیکاری چیست گفت از مرگ بدتر زندگی رسوائی
گفتم اکنون پی بهبود چه میباید کرد گفت کاری که نمانی بغم فردائی
۹۲۳
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
