Machine transcription
شماره ( دهم ) سال دوم
مجله کابل
( ٣٨ )
علم و عمل
اثر طبع جناب مستغنی
تا چند عزیزان همه بیدار و تو غافل
در کار جهان عاقل و هشیار و تو غافل
بیهوده چرا تا بکی ای ملت افغان
عالم همه از علم خبر دار و تو غافل
غیرت نکنی چند که این آدم خاکی
چون مرغ هوائی شده طیار و تو غافل
بیدار شو از خواب گران چند رقیبان
خوانند ترا تنبل و بیکار و تو غافل
این عصر و زمانیست که از فیض معارف
سنگ آمده هر گوشه بگفتار و تو غافل
بیدار و غیور اینهمه کار آگه و واقف
تو دنگ و تو بی ننگ و تو بی عار و تو غافل
اندوخت جهان سود ز سودای معارف
گویند ترا چند زیانکار و تو غافل
انتباه
بملت مینماید درد دل اظهار مستغنی
بشور و ناله افغان میکند بیدار مستغنی
چسازم چون ندارد ناله بیدرد تاثیری
وگرنه شور و افغان میکند بسیار مستغنی
با فغان تا نماید فیض علم و معرفت حالی
نماید عمر فانی صرف در گفتار مستغنی
فلك فرسا شد اکنون خاکیان میمیرم از حسرت
که افغان را بلندی باید این مقدار مستغنی
که تا جان در بدن در کار ملت میکنم کوشش
مبادا یکنفس از کار او بیکار مستغنی
زبان در کام خاموشی نبندی تا دم مردن
زحرف قوم وملت در وطن زنهار مستغنی
تو ئی امروز گلزار وطن را بلبل گویا
ترا باشد بکابل شکرین اشعار مستغنی
٨٧٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
