Machine transcription
صفحۀ (٢٦) سال اول ـ مجلۀ کابل شمارۀ (٤)
گلبن دانش بسوخت گشت پریشان هزار
قمری از شاخ سرو در بن چاهی خزید
گنج هنر در طلسم ماند چو گنجور رفت
باز نگردد که گم گشت زگیتی کلید
دس مه نو فلک گوئی از آن برگرفت
تا ز جهان بدرود مرد هنر چون خوید
با دم آن داس تیز از چمن روزگار
نوگل بشکفته را از سر کین بر کنید
ریخت بصحن چمن از گل سوری ورق
باد اجل چون بباغ از سر سردی وزید
میوۀ باغ وجود گر بندى ذات وی
از چه و را باغبان تا نظر افگند چید
آه و دریغ از ادیب کز تف مسموم مرگ
لاله رخش شد برنگ یکسره چون شنباید
نطع جهان را چودید بی نمک از کودکی
کرد بدانش بسیج شیوۀ عیسی گزید
از همه روی زمین خوی بدانش گرفت
و از کم و بیش جهان رشتۀ خود بکسلید
بود بساط سخن یکسره برچیده باز
منطق شیرین وی از سر نو گسترید
طفل سخن بد یتیم در بدرو دل دونیم
در کنف این کلیم باز یتیم آرمید
نوك زبان چاك زد هشت دهن طفل را
گرسنه كودك از آن شیر بلاغت مکید
هشت بگهواره درو از بی آرام و خواب
خواند فسانش بگوش تا که و را خوابنید
بی هنر از صولتش کنج خموشی گرفت
حق بود از راه شیر رو بهگی گر رسید
همچو سکندر ز علم از پی یاجوج جهل
منطق مستحکمش بود چو سدی سدید
اسب سخن را چنو هیچ نبودی سوار
فرد سواری که بود در همه عالم فرید
چشم فلك بر زمین هیچ ندیدش نظیر
دید بسی چرخ اگر دور قديم وجديد
ليك هر آنکو که کرد خوی بدانش چو من
بر سخن نغز تو از دل و جان بگروید
دیدۀ اورنگ را دید چو دریای خون
گشت دلش پر زدرد هر که و را بنگرید
از پی تاریخ سال کرد هزاران رقم
چون نشدش دلپسند بار دگر بسترید
هاتقش از غیب گفت عاقبت این بیت نغز
غنچه دلش بر شگفت از پس آن کوچمید
احمد پشاوری دیده بهم زد زجان
از سر دنیا چو باز بال زدو او پرید
مجری ۳۱ ٩٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
