Machine transcription
شماره ( هشتم ) سال دوم
شعرای افغانستان
( ٣٥ )
کهی زماه برآن تا چخ و سپر سازند
ز عدل سلطان ما تا خبر نداشته اند
خدایگان سلاطین که مرکب ظفرش
ابو المظفر بهرام شاه بن مسعود
یمین دولت شاهی که خسروان جهان
بروز هیجا اقبال و فتح و نصرت و بخت
که بساق بگلگون و ابر شش برسد
کمان دولت و بختش هنوز نیمکش است
زبان آنکه بملکش چوسوسنست دوسر
چنان نمایش دارد بخنجرش خورشید
اگر بمشرق در يك نیام بینندش
زهی مظفر و منصور خسروی کا فلاك
زانصاف و زانصاف تو شکفتی نیست
سگان صید ترا چون قلا ده نو باید
فلك فزون شود ار لشکرت سپاه زنند
چو هندو سند گرفتی مثال ده بسپاه
ز تیغ دست مکش تا بجوی از آن بجهان
برنج نفس جهان را فگن بآسایش
برای ملك روا با شد ار جهاد کنی
همیشه تا بخرید و فروخت باشد نرخ
بمان بشاهی چندان بزی که می سرند
گهی ز مهر بر آن نیزه و حسام کشند
که صبح و شام ز یکدیگر انتقام کشند
بگاه رتبت بر مسند انام کشند
که بار نعمتش از شکر خاص و عام کشند
بیاد بزمش بر پای می ز جام کشند
نجیب موکب میمونش را زمام کشند
سیاه و خنگ شب و روز اگر چه گام کشند
جهان چو تیر شود راست چون تمام کشند
بنفشه وار ز سوی قفا زکام کشند
که از نیامش هر روز لعل فام کشند
بوقت صبح ندانند کز کدام کشند
غبار جیش تو در دیده ز احترام کشند
ذوات مخلب اگر چینه حمام کشند
زیال شیر بروز شکار خام کشند
زمین کم آید اگر دا من خیام کشند
که تاز چین و یمن سوی مصر و شام کشند
که پادشا هان تیغ از براي نام کشند
که رنج نفس بملك اندرون کرام کشند
بروی گل سزد ار مالش زکام کشند
که هر چه میشود آنرا ربا و وام کشند
شو د حلال برین چیز کت حرام کشند
سید حسن غزنوی :
نامش اشرف الدين حسن ابن ناصر علوي است سيد عالي نسب و بزرگ
عالیقدار بود مولدش غزنی است و همدران شهر وعظ میکرده وبعد ها فريضة حج گذارده
و چندي در بغداد بوده وخليفة عباسی با او مهربانی و مدارا نموده در حين عودت بغزنين در
٧٦٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
