Machine transcription
شماره (هشتم) سال دوم یاد یکشب (۳۱)
اما من باید بحکم تقدیر در ینگوشه تنهائی این شب های طولانی را بابیداری و یکجهان غم و الم بپایان رسانم.
اوه چقدر روح گداز و طاقت فرساست یاد آن ایامی که تو بر زانوی من سر نهاده و چهره ات دقیقه بدقیقه برزردی خود می افزود، لبهای قرمزی و نازکت بسفیدی مایل میشد چشمهایت بی نور گشته دستهای لطیفت ارتعاش می یافت، در همان ساعات چشمانت را بمن دوخته مرا تسلی میدادی و میخواستی از اشکها ئیکه از دو چشمم خارج و بر رویم میدوید جلو گیری نمائی.
نه دیگر طاقت ندارم آن لمحات را زیر نظر آورده و تو را بآن سیما و حال پر اضطراب مشاهده کنم.
بسیاری شبها میخواهم این خیالات غم آور را از خود دور کرده و بیاد شبهای بیفتم که با جمعی از دوستان نشسته و تا نیمه های شب مشغول حکایات دلچسپ و شیرین بودیم و هرگز بخیال نمیآوردیم که این دنیای کهنه، این آسمان نیلگون در هر دور مانند صحنه تیاتر و نمایشات فرح زا و غم انگیز بساکنین این کره خاکی نشان میدهد.
میخواهم بیاد بیارم آنروزها ئیرا که هوا لطیف و آسمان نورانی بود، قرص آفتاب میدرخشید، برگهای نو رسته سبز و براق بر درختها لرزان بود، من و تو درمیان جنگل انبوه قدم نهاده در سایه اغرصا درختان می نشستیم، و هر شاخه رعنای شکوفه که جلب نظر مینمود یک بدیگر نشان داده و ساعتها بآن چشم میدوختیم، از قشنگی آن بحث رانده شعر میخواندیم و تشبیهات شاعرانه بآن علاوه میکردیم.
پرندگان كوچك گل دوست ساعتها ما را بخود مشغول میداشت، و نغمه سرائی طیور قشنگ خوش الحان هوای آزاد ما را از خود می ربود.
آخ که اینگونه خیالات از من بکلی مفارقت جسته و تنها همان لحظه های آخرین حیات تو از من جدائی ندارد.
امروز آمدم بمزار تو دیدم سبزه ها همه پژمرده، و بته های کوچک کوچک که پیش از یکماه
٧٦٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
