Machine transcription
شماره ( هشتم ) سال دوم
مجله کابل
( ۳۰ )
زارها گلهای دیگری را می بیند که مشکفد ، سرهای خود شا نرا بی ستیزه خم کرده و در دل شب ناپدید میگردند ، چگونه که در قعر جنگلات در زیر گنبدهای زمردی اشجار صدای خشکی را از شکافهای چو بها در روی پیاده رو می شنوند ، چگونه که انسان در حین عبور از صحنه هستی . . . . بیابد که با دوام باشد ، پس اینقدر سر گردانی و فرا موش کاری بهر چیست ! چگونه که تمام مو جودات حتی سنگهای خارا به غبار تبدیل می شوند ، چگونه که عالم هستی برای این که فردا زنده شوند امشب میمیرند . . . . . . . . . . ای ملکهٔ شعر ! برای من فراخنای عالم و تنگنای قبر یکسان است . آتش محبت در قلب من زبانه میکشد و برای يك . . ( يك بوسه) میل دارم سرا پا حیات را به تهلکه اندازم ــ محبت قلب مرا می افشرد و میخواهم بر روی گونهای نحیف وزردم جر یان يك چشمة اشك را كه خشك كردن آن از قدرت و تسلط من بیرون شد احساس کنم ، از عشق مفرطی که دارم میخواهم مسرت و شکیبا ئی ام را در نغمهٔ شعر بسرایم .
یاد یکشب
بقلم آقای حفیظ الله خان
باد سرد کم کم میوزد ، آتش رو بخموشی گذاشتهٔ از ته پردهٔ خا کستر حرارت خفیف خود را ایثار میکند .
اينك شب شده ستارگان آسمان را زرین کرده و کائنات را سکوت عمیق فرا گرفته است سا کنین این کشور بخواب راحت فرو رفته ، و از دیدن رویای پر مسرت حظ میبرند .
۷۰۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
