Machine transcription
شماره (هشتم) سال دوم شب تابستان (۲۹)
ملکهٔ شعر
...................................
...................................
افسرس ! دوست عزیزم، که اکنون طبع جوشان تو از خروش افتاده، صیحهٔ آسمانی
و ندای غیبی دیگر نمیتواند طبع ترا بلرزاند، تو در خواب بی ثباتی غرق هستی و نمیدانی که
محبت خزائن روحی ترا بتاراج میدهد و به اشکها بدل میکند و خدا اشک را از خون
پسندیده تر دارد.
شاعر
موقعيکه دره را عبور میکردم، مرغی بر بالای آشیانش ناله میکرد یعنی جوجهها و
جفت مهر پرور او شب مرده بودند، با این آن مرغ هنگام شفق می سرود
ای ملکهٔ شعر ! اشك مریز آنکه به عالم هستی پشت پا زده، خدا با اوست.
ملکهٔ شعر
روزی که دست قضا ترا بکه و تنها در آشیانه پدری دوباره عودت دهد هنگا میکه دستهای
مرتعش تو گرد و غبار را از وجود تو پاك سازد بچه خوش پناهگاهی خواهی داشت ! و ازین
خاکدان هستی با چه سر بلندئی در عالم جاوید به جستجوی اندکی از آرامش و سرور خواهی
شتافت ! — در آنعالم صدائی بيك نواخت بلند خواهد شد: تو در آوان شباب و روزگار
آزادی چه مشغلهٔ داشتی ؟
...................................
شاعر
بطوریكه مرغكان جنگلی می سراید و پیرامون شاخهٔ که در آن شاخه تخمهای او در
آشیانش شکسته، نوحه کری میکند، و قسميكه که گلهای خودرو در هنگام شفق روی چمن
۷۵۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
