Machine transcription
شماره ( اول ) سال دوم هاتفی جامی و شعرای متاخرین ( ۲۰ )
حالش چو شد آنچنان مبدل
با ما در خویش گفت کای یار
عمریست که زحمتم کشیدی
وقت آمده است یار غمخوار
خواهم که نبیند ای نکوزن
باید نکشد کسی ز من بار
احوال مرا چنا نگه دانی
بر گوی که شمع جان گدا زان
لیلی زغم تو رفت در خاك
شد نا مهٔ مر دتش مسجل
يك لحظه غنيمتست ديد ار
وز من همه رنج و تعب دیدی
کز گردن تو سبك كنم بار
جز سنگ لحد گرانی از من
من بعد مگر جنا زه بر دار
گوئی بطریق تر جما نی
وی چشم و چراغ عشق بازان
پاك آمد و رفت همچنان پاك
خلاصه اگر مثنوی های او ازجنبهٔ تقلید واقتباس ازنظامی وامیرخسرو مورد انتقاد
است ولی اشعار آن ازلحاظ ادبی محض بسیار لطیف و رقیق وهیجان انگیز است هاتفی
علاوه براشعار رقیق شاعرانه بعضی قطعات اخلاقی نیز سروده است که ازحیث انسجام الفاظ
واستحکام تراکیب و پرورش معانی اخلاقی انسان گمان میکند که زادهٔ عصر فصاحت
وپرورش یافته قرن بلاغت یعنی عهد رودکی وعنصری باشد قطعهٔ ذیل را به نهایت فصاحت
سروده است .
اندرز به پسران
ای سپهر جمال را مهٔ نو
تانگردد نقاب رویت موی
هرکه چیزی برایگان دهدت
میکن از صحبت بدان پرهیز
تا رخت ساده و جمیل بود
پسرانی که باده خوار شوند
پسران را کند دو کار خراب
نکتهٔ چند گویمت بشنو
نروی رو کشاده بر سر کوی
نستانی اگرچه جان دهدت
همچو خاشاك خشك زآتش تیز
می مخور گرچه سلسبیل بود
از می سرخ رو سیاه شوند
هوس زینت و هوای شراب
۲۰
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
