BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 69

Page 69

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 69 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر داده میگوید: - مرا ببخشید مادام، عفو کنید مادموازل !.. تکرار میکنم !.. اگر میدانستم قطعاً بخانة شما نمی آمدم و این زخم شما را درین شب زمستان تازه نمیکردم! پاهای خود را یکبدیگر زده، مانند عسکری سلام داده و در حالیکه از دروازه خارج میشود می گوید: - خداحافظ؛ فردا وقتیکه ملازم من آمد بکسه‌ام را باو بدهید!. زیرا که بازوی من بی‌حرکت است و قوة بردن را ندارد !.. بدرروانه میشود. دختر که تا آنوقت ساکتانه به سخنان کاپیتان گوش داده بود در حالیکه در چشمان آبی نمایش قشنگترین رنگهای ملون دیده میشد رأساً از میز طعام برخاسته و باهیجان فوق‌العادة صدا میکند. - جناب کاپیتان کجا میروید؟ - برای خود جای استراحت پیدا میکنم مادموازل !.. - درین وقت شب برای استراحت در شهر ایرائیل جای پیدا نمیشود !.. حاضراً اینجا بمانید، باز فردا بروید !.. - خیر حال میروم. - بشما میگویم که بمانید. - نمیشود ماد موازل! - اما من ماندن شما را میخواهم - تشکر میکنم ! - قطعاً نمیخواهم که شما امشب ازینجا بروید !.. - تشکر میکنم ! وقتی‌که شما میخواهید نمیروم !.. هر دوی‌شان خاموش میشوند... ضابط انگشتهای بی‌حس خود را مساژ میکند. دختر با آن طرف می‌بیند و میگوید : - رجا میکنم بگوئید که انگشتهای شما را چه شده؟ پیشتر که با عمه‌ام سخن میزدید از انگشت خود و برادرزاده‌اش بحث نمودید اما من چیزی نفهمیدم. - ٦٢ -

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 69. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/69 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/69
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record