Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
کاشکی !!!...
ضابط میگوید:
ملتفت شوید که در چنین مسائل بچه صورت جمله تمنی و آرزو از لبان شما خارج میشود. شما هم بزرگترین مخازن پطرول و دیگر انبارهای مفید و معادن را در تصرف دارید. شما در آن کوه های آسیاچه میکردید که حال: کاشکی میگوئید !.. اینک شما هم خیلی خوب دانسته و حس میکنید مادام که قباحت از یک جماعۀ مخصوص انسانها نیست ، بلکه از همۀ ما است !! منبع آنهمه خواهشات ما یکی است. صرف اینقدر هست که خواهشات اقسام دارد و حرص ملك گیری و یا جاه طلبی انسانها هم متفاوت میباشد.
ضابط نفس های عمیق گرفته و بسخن ادامه میدهد:
اینک مادام : باور کنید و بمن اعتماد نمائید که درین حادثه نه قاتل و نه مقتول مسئول است؛ هردوی ما ذیحق بودیم...
كاپیتان سر خود را با يك هيجان فوق العادة بلند کرده و از دهانش صدای حزینی می برآید و می گوید:
برادرتان فوت نمود. خیلی يك واقعه حزين ودلخراش است! و مرده ها فراموش میشود مگر خاطرات باقی میماند ، مادام ! حال خاطرۀ با شرف او شما را مستقبلأ به ابدیت می برد... آن خاطره ها را شما و اولادهای تان مثل يك نشان ظفر و غرور تا ابد بسینۀ خود بچسپانید !..
بعد از کمی توقف چنین میگوید:
من هم خاطرۀ دو واقعه خیلی حزین و دل خراشی را با خود خواهم برد:
اول !
با وجود وقوع هر نوع حوادث داغ عمیق فوت برادرتان را که وجداناً مرا معذب ساخته !
ضابط با هیجان زیاد بازوی راست خود را پیش میکند:
اینک دومش هم اثر تأثیر زخمی که برادرزادۀ تان در بازویم وارد ساخته است. سومش دو انگشتم که بی حس و بی حرکت مانده است!..
ضابط دفعتاً از جای خود برخاسته يك چند قدم پیش رفته و به اشارۀ سر به آنها سلام
-٦١-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
