Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
- خیر چیزی نیست یک کمی انگشت هایم سوزش میکند و حرکت ندارد!..
- انگشت های تان قات نمیشود؟.
- نی !..
- چرا ؟
- خیر چیزی نشده ، اهمال كوچك من است .
دختر باو نزديك میشود... در پیشانی اش چین های متعدد دیده میشود. با قلب گرفته و اوضاع پرهیجان بروی ضابط می بیند . . . با يك صدای حاکی از شفقت و نرمی میگوید :
- بازوی خودرا دراز کنید به بینم!...
ضابط نمیخواهد که دراز کند
- : میگویم که دراز کنید!..
- چیزی نیست مادموازل!..
- رجا میکنم مرا آزرده نسازید .. دراز کنید بازوی خودرا !..
ضابط خیلی آهسته آهسته بازوی خودرا دراز میکند از لب هایش يك صدای خیلی آهسته بیرون میشود که میگوید :
- قباحت ازمن است مادموازل ؛ بعداز زخمی شدن ممکن در راه دقت نکرده باشم مکروب گرفته، عملیات نمودند. اينك بعداز این دو انگشت من فلج کرده است . حال حركت ندارد .
چشمهای قشنگ آبی دختر دفعتاً سیاهی میکند . لب های یاقوتی رنگش مثل برگ های گل عروسان که معروض بادهای بهاری شده باشد میلرزد... كمی همانطور ایستاده میباشد بعداز آن دفعتاً روی خودرا گشتانده و خودرا درآغوش همهٔ پیرخود می اندازد و میگوید :
- عمه !.. عمه !.. عمه !..
تنها صدای باريك گریه را میشنویم و بس !..
-٦٣-
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
