Machine transcription
عشق و و ظیفه یا شب اخیر
- خیلی قشنگ است ماریا!.
در پای درختی می نشینند ، نهر دانبوب از دور مثل خط لرزان شعاع دیده
میشود . . .
- فاروق! در مملکت شما هم جلوۀ مهتاب چنین قشنگ و زیبا است؟..
- ماریا، زیبائی و قشنگی مملکت ما در تمام دنیا مشهور است!..
- مملکت تان را یاد میکنید ؟..
- هر کس بمملکت ووطن خودمحبت دارد :..
دختر، شاخچۀ کوچکی را از روی زمین گرفته با آن زمین را میکند.. بعد آهسته
آهسته سر خود را بلند کرده و بطرف ستاره هائیکه در آسمان می درخشد دیده
می پر سد :
- ساعت چند است ؟..
- ده !..
- آه! آهسته آهسته بر گردیم:
- ماریا تو امشب خیلی بی نشه هستی از شام تا حال يك دفعه هم نخندیدی !. تماما از
چیزهای سخن زدیم که روح ما را متأثر ساخت . تقصیر هم از من است . من بدون کدام علت
از چیزهای بی معنی سخن زدم . دیگر بس است !.. حال بخند، ترش روئی ترا نمی زیبد!.
بخند که مردمك چشمان من بدرخشد!..
یگانه محبوب من توو حیات من توئی ، تو یگانه کسی هستی که در حیات خود
دوست دارم !..
کمر دختر را محکم گرفته و بخود میکشد ! .
- نکنید فاروق، برویم که ناوقت میشود ...
ضابط مثل اینکه نمی شنود ... از شانه هایش محکم گرفته و بسینۀ خود فشار میدهد..
لب های قرمزش را می بوسد و میگوید :
- ماریا، تو هم دست های خود را بگردن من انداخته و يك دفعه مرا از ته دل ببوس
بعد میرویم ! ..
- چه میگوئید ، فاروق!:.
- ١٥١ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
