Machine transcription
بعد از سه ماه
روزها بزودی میگذرند ... اینک تا چشم بهم زدیم ٣ ماه آمد و رفت ماههای اخیر سال ۱۹۱۷ است ... محاربه بشدت تمام دوام دارد .. هنوز نتیجۀ قطعی معلوم نیست .. تنها برای ما يك روزنۀ امید جدید باز شده و آن خرابی وضعیت روسها است ... اغتشاش داخلی هم بین آنها شروع میشود . اردوهای آلمان از هر طرف پیش میروند در محاذ غربی اردوی انگلیس و فرانسه از طرف قوای امریکا تقویه گردیده ... هر کس با هیجان و بی صبری تمام انتظار میکشد که حرب برله که تمام میشود و نقشۀ دنیا را که تنظیم میدهد ؟ ...
تابستان با تمام قشنگی دوام دارد. در جبهه آرامش تام حکمفرماست نه دشمن تعرض میکند و نه ما از جای خود حرکت میکنیم !..
بعد از خروج از شفاخانه برای فاروق بیگ سه ماه استراحت داده شد.. وهنوز در خانۀ ميخائيلسکوها بسر می برد. هر روز او را می بینم که با چهرۀ بشاش و لبهای خندان برای غسل کردن بطرف ساحل دانیوب میرود ... اکثر شبهای مهتابی دختر قشنگ رومن با ضابط ترک تا ناوقتهای شب در ساحل دانیوب گردش میکنند !.. تمام اهالی شهر میدانند که کاپیتان ماریا را دیوانه وار دوست دارد !.. ماریا هم در مقابل محبت او هستی و وجود خود را فراموش کرده و در شهر کمتر اشخاصی یافت میشوند که از رشتۀ محبت آنها خبر نباشند !.. در شبهای مهتاب کسانیکه با محبوبه های خود دست بدست برای گردش می بر آیند اشعاریکه برای آنها سروده شده میخوانند ! ...
«ضابط ترک گرفتار شده است بدختر رومن !.. که یگانه ستارۀ درخشان دانیوب است !.. ستاره ها در آسمان برای آنها راه میدهند !.. ومثل آنها دوست دارند !..» در سرتاسر شهر ابرائيل حكايۀ عشق آندو زبان زد خلائق است..
يكي از شبهای تابستان است. مهتاب با تمام زیبائی خود میدرخشد !... فروغ ماه روی آبهای ساکن نهر دانیوب تابیده در آسمان به ملیونها ستاره دیده میشود در راه ها هیچ عابری بنظر نمی خورد. اطراف تماماً خاموش است !...
_١٤٤_
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
