Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
رفته و در میدان گرادینا پوبلیکا هستیم خانههای بزرگ و کوچکی که در اطراف این میدان است گوئی چادر سیاهی روی آن کشیدهاند!...
تنها در پنجرهٔ یکی از اطاقهای فوقانی خانهٔ میخائیلسکوها روشنی خفیف دیده میشود. با هیجان تمام داخل اطاق میشویم!...
ماریا پیش روی مجسمهٔ مریم بروی تختهها بدوزانو شده و چشمهای آسمانی و اشکبار خود را به سقف خانه دوخته با نالههای جانکاه مشغول دعا است.
- ای خدای بزرگ!... وای خالق مهربان!... او عذاب و اضطرابی را که تا حال متحمل شده برایش کافیست. او را عفو کن و بگناهش مگیر!...
از مراحم پایان ناپذیر خود که فراوانتر از دریاها و بلندتر از کوهها است در حق آن بیچاره دریغ مکن!...
ای خدای قادر و توانا!... اورا محض برای یک دختر بیچاره که در دوران هستی خود تا امروز دچار يك عالم اضطرابهای جانگداز بوده و روی راحتی و آسودگی ندیده از دنیا و آنچه در اوست لذتی نگرفته به بخش واز او محافظه نما!... آدمی را که دوست دارم بیش ازین علیل مگذار!... او و مرا بدبخت مکن!...
ساعت بزرگ میدان گرادینا پوبلیکا ساعت ۳ شب را اعلام نمود و او هنوز هم با چشمان اشکبار مشغول عذر و زاری بدرگاه خدا است!...
ساعت ۴ شب را نیز شنیدم!... همچنین ساعت پنج!... شش... هفت... هشت را هم يكايك شمردیم و بازهم ماریا در همانجا بدون حرکت به دوزانو دست بدعا است!...
- ١٤٣ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
