Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
- نمیدانم ! . . من خودم را فراموش کرده ام ! . . . شما خیلی بزحمت
هستید ؟ ..
- خیر هیچ زحمتی بخود حس نمیکنم !..
- زخم در کدام حصه است ؟..
- روی زانوی پای راستم !.. يك زخم کوچکی است که در اثر تصادم يك پارچه شراپنل
کمی استخوان خراشیده شده است ! از همین سبب چند روز دیگر هم در بستر
می مانم ! . . .
- دكتورها چه میگویند ؟ ..
- چه میگویند ؟.. هیچ !همینقدر گفتند تا چند روز دیگر گشته میتوانی.
- قدری ضعیف شده اید فاروق بی ؟..
- البته بی خوابی و هیجان انسانرا ضعیف می سازد !...
- درین ده روز چرا بمن خبر ندادید ؟..
- زیرا نمیخواستم بسبب من مكدر شوى .
- امروز دكتور شما را معاینه کرد؟..
- بچه نسبت سوال میکنی ؟..
- برای دانستن وضعیت شما !..
- از کجا فهمیدی که امروز دكتورها مرا معاینه میکنند ؟..
از کجا میدانم؟ فراموش می نمائید که من هم يك وقتی درینجا پرستاری میکردم هر روز
صبح آمدن دكتورها را میدانم !..
کاپیتان با هیجان چشم های خود را باز نموده میگوید :
- ماریا ! راست بگو راجع بمن در شفاخانه با کسی مذاکره کرده ئی ؟
دختر در حالیکه سکوت است و در سیمایش وضع اضطراب دیده میشود
جواب میدهد :
- خیر !..
- سرطبیب چیزی نگفت ؟..
لب های دختر میلرزد . . . با متانت فوق العاده از گریه خود داری کرده
میگوید :
- خیر هیچ چیزی نگفت ! تنها بمقابل درخواست من اجازه داد که ترا
- ۱۳۷ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
