BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 145

Page 145

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 145 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر به بینم ! . . کاپیتان يك نفس عمیق میگیرد. . . سرش مثل يك بار سنگینی روی پایش می افتد در پیشانی اش عرق های سرد دیده میشود درین اثنا دروازه باز شده سرطبیب در اطاق داخل میشود . با چهرهٔ کشاده و خندان متوجه کاپیتان شده میگوید: ـ فاروق بی! امروز بهتر هستید ؟. . ـ تشکر میکنم دکتور بی، قدری بهتر هستم !. . ـ خوب هستید ما شاء الله خوب هستید !. . ـ امروز پایم را ملاحظه نکردید !. . ـ شام ملاحظه و مذاکره کرده بعد از آن يك قرار قطعی میدهیم !. . ـ آیا دکتور؟.. ـ بسیار فکر نکنید، انشاء الله به هیچ چیزی لزوم نمی افتد !. . ـ انشاء الله !. . بقدر يك دقیقه سکوت میکند . . . ضابط چشمهای سیاه اشك آلود خود را بطرف دکتور دور داده به آواز خیلی آهسته بزبان ترکی میگوید: ـ دکتور بی ! راجع به پایم به مادموازل چیزی گفته اید ؟ . . . میترسم فهمیده باشد !. . ـ خیر، خیر . هیچ نگفتم، آسوده باشید؟. ـ تشکر میکنم ! دکتور بند دست ضابط را میگذارد پیشانی و موهایش را نوازش داده میگوید : ـ وضعیت تان خیلی خوب است کاپیتان تنها چیزی که گفته ام بسیار فکر نکنید و مضطرب نباشید !. . ـ مطمئن باشید دکتور بی هیچ فکر نمیکنم. سرطبیب بطرف دروازه روان میشود در وقت خارج شدن روی خود را بطرف دختر دور داده بزبان انگلیسی میگوید: ـ مادموازل رجا میکنم کاپیتان نفهمد که شما از بریدن پایش خبر دارید، چه او کوشش ـ ۱۳۸ ـ

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 145. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/145 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/145
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record