BrowseʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr → page 130

Page 130

ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr · pages 1–279


Page image — the source of record

Scanned page 130 of ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr

Machine transcription

عشق و وظیفه یا شب اخیر پیشانی خود را به آئینه های تر میگذارد «شب خیلی تاریک است ! - فاروق بی ، هنوز باران می بارد ! به بینید چه يك شب تاريك است چطور میروید ؟ ... - قسمیکه آمده ام!. - تر میشوید !. - فرق نمیکند - اگر خنك بخوريد !.. - تو دیوانه شده ای ماریا : حرارت عشق تو آتشی را که در وجودم افروخته برای گرم داشتنم کافیست ... - خیر ، خیر امشب نمیگذارم، فردا صبح بروید!.. درين شب تاريك ومرطوب رفته نمی توانید !.. - میروم ماریا، همانطوریکه عشق تو درین شب تاريك و مخوف مرا بسرعت باد به آستانت رساند، حال هم مرا رهنمائی میکند!. بیش از ین مرا اذیت مکن ... اگر ممکن داشت ومرا می گذاشتند هر شب برای دیدنت آمده و بر میگشتم!. دختر با چشمان پر اشك ميگويد: - اوه فاروق بی : تو چقدر جوان زیبا هستی !.. - تو هم خیلی قشنگ هستی ماریا !.. ضابط دختر را در آغوش کشیده از زمین بلند میکند... دختر در روی سینه ضابط دست و پا میزند ! - فارق بی مرا می اندازید !. در همین گیر و دار سلپیر های دختر از پاها یش می افتد.. یخه اش باز میشود، موهای پریشانش رویش را می پوشد!. - نکنید ، نکنید، فاروق بی ! . ضابط مثل اینکه کلمات او را نمی شنود... عاشقانه لی اورادر اغوش گرفته لبانش را می بوسد !.. - او فاروق بی چقدر با قوت هستید !.. - ۱۲۳ -

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
ʻIshq va vaẓīfah yā shabb-i akhīr, page 130. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0976/130 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0976/130
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record