Machine transcription
عشق و وظیفه یا شب اخیر
پیشانی خود را به آئینه های تر میگذارد «شب خیلی تاریک است !
- فاروق بی ، هنوز باران می بارد ! به بینید چه يك شب تاريك است چطور
میروید ؟ ...
- قسمیکه آمده ام!.
- تر میشوید !.
- فرق نمیکند
- اگر خنك بخوريد !..
- تو دیوانه شده ای ماریا : حرارت عشق تو آتشی را که در وجودم افروخته برای
گرم داشتنم کافیست ...
- خیر ، خیر امشب نمیگذارم، فردا صبح بروید!.. درين شب تاريك ومرطوب رفته
نمی توانید !..
- میروم ماریا، همانطوریکه عشق تو درین شب تاريك و مخوف مرا بسرعت باد به آستانت
رساند، حال هم مرا رهنمائی میکند!. بیش از ین مرا اذیت مکن ... اگر ممکن داشت ومرا
می گذاشتند هر شب برای دیدنت آمده و بر میگشتم!.
دختر با چشمان پر اشك ميگويد:
- اوه فاروق بی : تو چقدر جوان زیبا هستی !..
- تو هم خیلی قشنگ هستی ماریا !..
ضابط دختر را در آغوش کشیده از زمین بلند میکند... دختر در روی سینه ضابط
دست و پا میزند !
- فارق بی مرا می اندازید !.
در همین گیر و دار سلپیر های دختر از پاها یش می افتد.. یخه اش باز میشود، موهای
پریشانش رویش را می پوشد!.
- نکنید ، نکنید، فاروق بی ! .
ضابط مثل اینکه کلمات او را نمی شنود... عاشقانه لی اورادر اغوش گرفته لبانش
را می بوسد !..
- او فاروق بی چقدر با قوت هستید !..
- ۱۲۳ -
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
