Machine transcription
( ٣٤٥ )
این دو نظریۀ مختلف چنین میشود که بعقیدۀ فوشه مدرسۀ گریکوبودیک در گندهارا آنهم بیشتر در حصه شرقی آن تولد یافته و به اساس نظریه هاکن در باختر بمیان آمده و در قلب گندها را در همه مراتب انبساط و ترقی خود را پیموده است پس مبداء صنعت کریکو بودیک از زاویه موقعیت جغرافیائی برای آریانای افغانستان فرق نمیکند خواه در باختر خواه در گندهارا هر جا تولد یافته باشد در سر زمین این مملکت تولد یافته و بحیث بزرگترین مدرسۀ صنعتی افغانستان پیش از اسلام تلقی شده میتواند. ملتفت باید بود که اختلاف نظر فوشه و هاکن در مبداء این مدرسه تا اندازه به اساس موادی که در مراحل اولی برای هیکل تراشی این مکتب بکار رفته هم متکی است زیرا بعقیدۀ اولی در هیکل تراشی این مدرسه سنگ اولیت دارد و چون در باختر سنگ راحتی در عمارات کمتر مورد استعمال بوده است و در گندهارا هیکلهای زیاد سنگی از حوالی پشاور یافته است گندهارا را برای مبداء صنعت ترجیح داده است و آنا گچی را تازه تر از هیکلهای سنگی میدا.. و هاکن قراریکه در اخیر مطالعات خویش در رسالۀ صنعت بودائی باختری می نویسد ساحۀ آثار گچی را از تاگزبلا تا حوزه اکسوس انبساط داده و میگویید این تخنيك رویه ایست که با یونانی ها در تمام آسیای صغیر انتشار یافت و تخنيك تازه سنگ سلیت که ساحۀ آن از کاپیسا تا تا گزیلا را در بر میگرد بعد تر بمیان آمد و هیکل تراشانی که سنگ سلیت را بکار می بردند بلاشبهه هیکلهای گچی را نمونه و مدل کار خود قرار میدادند. در نتیجه ازين سبك و تخنيك آثار فرعی بر آمد که اهمیت آلی و موقتی داشت و تنها در اثر فعالیت استادان گچ کار بود که صنعت گريکوبوديك بامهارت تمام توانسته اختصاصات خود را به آستانۀ آسیای مرکزی برساند.
این اختلاف نظر در استعمال مواد در مراحل اولی مدرسه مذکور تا اندازۀ ئی در تعین تاریخ مجسمه ها و هیکلهای نقاط مختلف افغانستان که آنها را مطالعه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
