Machine transcription
( ٢٣٠ )
این راگفته وموضوع تسلط اژی دها ک را تسلط کلدانی ها تعبیر میکند
و میگوید که در دوره های بعدتر که موضوع کلدانی ها از خاطره ها فرا موش شده
است از هی دها کارا عرب ساخته اند . (۱)
رام یشت اوستا فقرة ١٩ قصر مستحکم غیرقابل تسخیر بنام «کوی رینتا»
Kvirinta وتخت و چتر طلا و غیره را به اژی دها کا نسبت میدهد و به این تر تیب
از خود اوستا موضوع پادشاهی و جلال او معلوم میشود . در بندهش بزرگ
شرح یافته که «دهاك » قصری داشت در بابل موسوم به «کلنگ دیس دت»
و فردوسی از ان «کنگ دژ هوخت» ساخته است .
پس از روی متن اوستا و اشاره های بندهش و نظریۀ مد ققین وا ضح معلوم
میشود که «اژی دها ک» یا «دهاک» «بادهاك» «یا ضحاك» اصلا پادشاهی بوده غیر
آریائی و از نژاد سامی و شاید قراریکه دارمستتر میگوید کلدانی که از بابل
به حوزه بین النهرین و شاید به اراضی که بعدها بنام مدیا وفارس معروف شد
سلطنت داشت. در اوائل فصل دوم متذکر شدیم که با ختر و سایر نقاط آر یا نا
به حیث کانون صاف آریائی سنگری بود که از طرف شمال باتو ریا ها
یعنی آریاهای بدوی و عناصر تورانی، از طرف شرق با داسیوس ها و در اویدهای سیاه
پوست بومی هندی و از جانب غرب با عالم سامی مقابله میکرد و سیاست پادشاهان
پیشدادی و کاوی باختری همین بود که با آنها همیشه مبارزه کنند. چون عالم
سامی ظهور و تشکیل سلطنت و کانون دفاع منافع آریائی و انسباط تهذیب
و آئین آنرا متحمل شده نمیتوانست احتمال قوی میرود که بعد از تشکیل سلطنت
پیشدادی در آریانا بدست پاما پادشاه کلدانی ها بنای تهاجم را بطرف شرق
مانده و در نتیجه بعد از يك دوره حکمفرمائی سلطنت جمشید را در آریانا سقوط
داده باشند شاید این واقعه خاطرة حمله و تهاجم کدام قوم دیگر سامی را
(۱) فردوسی ضحاك را عرب خوانده .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
