Machine transcription
(۵۷۰)
وجود داشت و در نقاط مختلف جنوب هندوکش هستی و موجودیت آنها خوب تر
محسوس میشد چنانچه در کاپیسا روی کوه (ارونا) از رب النوعی بنام «سونا»
و از مردمان نیمه برهنه ئی که بدنهای خود را به خاکستر مالیده و زناری از
استخوان های جمجمه در دست داشتند حرف میزند و در وسط گندهارا بالای تپه
کره مار Karamar (که شاید یکی از تپه های کنر باشد) از معبد
بهیما دوی Bhimadwi زن ایشوارا Içvara و در پای تپه مذکور از معبد
(مهشوارا ) Mahêçvaraصحبت مینماید و باز حین مراجعت از هند در انتقال
پرستش «سونا» از کاپیسا به علاقه (تسوکوته) یعنی زابلستان اشاره ها میکند.
شبهه ئی نیست که از اوائل قرن ۷ مسیحی به بعد با وجود مخالفت یفتلیها به آئین
بودائی این دیانت هنوز تا موقع انتشار دین مقدس اسلام در افغانستان جنوبی و شرقی
دوام داشت و من حیث تناسب بیشتر ساکنین آریانای شرقی بودائی بودند چنانچه
امراء و شاهانی را که ملاقات کرده عموماً بودائی بودند تا اینکه امور سلطنت به دست
هنود یا برهمنهای کابلی رسید به این لحاظ به تقاضای این فصل میخواهیم حتی الامکان
در اطراف پاره مذاهب دیگر مخصوصاً مظاهر شیوائی و آفتاب پرستی برهمنی
و بعضی بتکده های آنها کمی صحبت نمائیم و چون این عقاید سابقه و ریشه بسیار
قدیمی در آریانا داشتند مختصراً مراتب قدامت آنرا از نظر میگذرانیم.
مهشوارا و مهشوی : قرار تحقیقات قبل التاریخی که در جنوب شرق آریانا
در حوزه سند و در شمال افغانستان در حوزه اکوس و در خاک های غربی
آسیا بعمل آمده چنین معلوم میشود که در تمام آسیای مرکزی وغربی وجود يك
جوره رب النوع مذکر ومونث بیاداشتن ارتباط جنسی که آنرا (سکسئیزم)
گویند معروف و در هر جا این جوره بنام های مختلف یاد میشد (۱) رب النوع
(۱) در مصر بنام «ایزیس و هوروس» در فنیقیه بنام «اشثارود تاموس» در آسیای
صغیر به اسم «کیبل واتیس» و در یونان به نام «راه وروس» خوانده میشد.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
